شنبه / ۱۶ خرداد / ۱۴۰۵
×
تخریب کلیسای انجیلی مشهد، حذف بخشی از حافظه معماری ایرانی
دکتر احسان محمدحسینی- باستان شناس، مدرس دانشگاه؛

تخریب کلیسای انجیلی مشهد، حذف بخشی از حافظه معماری ایرانی

دکتر احسان محمدحسینی- باستان شناس، مدرس دانشگاه؛

تخریب کلیسای انجیلی مشهد، حذف بخشی از حافظه معماری ایرانی

کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، در بامداد چهاردهم خرداد ۱۴۰۴ به طور کامل و شبانه با بلدوزر تخریب شد. این بنای ارزشمند که به عنوان اثر ملی ثبت شده بود، نمادی از تنوع فرهنگی و گذار ایران به مدرنیته به شمار می‌رفت.
  • کد نوشته: 13904
  • منبع: سیناپرس
  • ژوئن 6, 2026
  • 4 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، بنایی ارزشمند از اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی اول، در خیابان جنت، کوچه گلستان شهر مشهد واقع شده بود. این اثر که در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ با شماره ثبت ۱۳۳۷۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود، نمونه‌ای از حضور و تأثیرگذاری میسیونری پروتستان در شرق ایران به شمار می‌رفت. معماری آجری با سقف شیب‌دار آن، هرچند ساده، بخشی از روایت تاریخی تنوع فرهنگی و مذهبی در خراسان را بازتاب می‌داد و به عنوان شاهد دوران گذار ایران به سوی مدرنیته، حائز اهمیت فراوانی بود. این بنا نه تنها یک مکان مذهبی، بلکه بخشی از خاطرات جمعی شهر و نمادی از تعاملات فرهنگی-اجتماعی در یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی و تاریخی ایران به حساب می‌آمد.

    متأسفانه، در بامداد چهاردهم خرداد ۱۴۰۴، این بنای ثبت‌شده ملی به طور کامل تخریب شد. عملیاتی که بنا به گزارش فعالان میراث فرهنگی، حدود دو ساعت به طول انجامید و در سایه غفلت مسئولان میراث فرهنگی رخ داد. گزارش های غیر رسمی مدعی است صبح همان روز، اطراف کلیسا بسته شد و از ورود افراد و خبرنگاران برای عکاسی و ثبت وقایع ممانعت به عمل آمد و به همین دلیل انگیزه این اقدام و هویت افراد یا نهادهای دخیل در آن همچنان نامشخص مانده است. این رویداد، متأسفانه نخستین مورد از این دست نیست؛ پیش از این نیز شاهد تخریب شبانه بناهای ثبت‌شده ملی بدون پذیرش مسئولیت از سوی هیچ نهاد رسمی بوده‌ایم. چنین رویکردی نه تنها نقض آشکار قوانین حفاظت از میراث فرهنگی است، بلکه نشان‌دهنده خلأ جدی در عزم و اراده جمعی برای پاسداشت تاریخ کشورمان به شمار می‌رود.

    برای من به عنوان یک باستان‌شناس، نابودی این کلیسا فراتر از از دست رفتن یک بنا است. آثار تاریخی، حتی آن‌هایی که به صد سال اخیر تعلق دارند، حلقه‌های پیوند نسل‌ها با گذشته خود هستند. این بناها روایتگر تلاش‌ها، تعاملات فرهنگی، و تحولات اجتماعی-سیاسی یک ملت‌اند. وقتی چنین آثاری را از دست می‌دهیم، گسستی عمیق در زنجیره هویت ملی ایجاد می‌شود. بدیهی است که فرهنگ و هویت ملی، مجموعه‌ای پویا و زنده است که بر پایه میراث مادی و معنوی گذشته بنا شده است. تخریب این میراث، مانند کندن ریشه‌های درختی تناور است که نسل‌های آینده را از سایه و میوه آن محروم می‌سازد. در کشوری مانند ایران که تمدنی چند هزار ساله دارد، حتی آثار دوران معاصر که نمادهایی از تلاش برای نوسازی و تعامل با جهان بودند، باید محترم شمرده شوند؛ زیرا بخشی از داستان ما هستند و نابودی‌شان به معنای انکار بخشی از خویشتن جمعی ماست.

    از منظر حقوقی و قانونی، این تخریب نقض صریح قوانین متعدد کشور است. بر اساس قانون حفظ آثار ملی مصوب ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی، آثار ثبت‌شده در فهرست آثار ملی تحت حفاظت دولت قرار می‌گیرند و هرگونه اقدام منجر به تخریب یا آسیب به آن‌ها ممنوع است. این قانون مالکیت خصوصی را در این ابنیه محدود می‌کند و تعمیر، مرمت یا هرگونه تغییر را مشروط به مجوز و نظارت دولت می‌سازد. مهم‌تر آنکه مواد ۵۵۸ تا ۵۶۹ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) تخریب یا آسیب به ابنیه، اماکن و مجموعه‌های فرهنگی-تاریخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی را جرم‌انگاری کرده است. طبق ماده ۵۵۸، مرتکبان علاوه بر جبران خسارات وارده، به حبس از یک تا ده سال محکوم می‌شوند. مواد مرتبط دیگر نیز عملیات در حریم آثار، تغییر کاربری خلاف شئونات، یا هر اقدامی که منجر به تزلزل بنیان یا تغییر صورت اثر شود را با مجازات‌های حبس و جبران خسارت مواجه می‌سازد. ثبت ملی کلیسای انجیلی در سال ۱۳۸۴، آن را تحت این حفاظت قرار داده بود و هیچ نهاد یا فردی حق نداشت بدون فرآیند قانونی و مجوزهای لازم اقدام به تخریب کند. متاسفانه غفلت مسئولان میراث فرهنگی در جلوگیری از این اقدام و عدم شفافیت در شناسایی متخلفان، علاوه بر نقض وظایف قانونی، اعتماد عمومی به نهادهای متولی را خدشه‌دار می‌سازد. چنین مواردی سابقه داشته و بارها نشان داده که حتی با وجود قوانین روشن، اجرای ضعیف و نبود نظارت مؤثر، زمینه را برای تکرار فجایع فراهم می‌کند.

    این واقعه بار دیگر زنگ خطری را درباره وضعیت معماری و سیمای شهری در ایران امروز به صدا درمی‌آورد. شهرهای ایرانی طی چند دهه گذشته  به تدریج هویت خود را از دست داده‌اند و در بسیاری از محله‌ها و خیابان‌ها، دیگر نشانی از آن هنر و ذوق ایرانی، کاشی‌کاری‌های ظریف، هندسه‌های متعالی و هماهنگی با طبیعت دیده نمی‌شود. ساختمان‌های بی‌روح بتنی، الگوهای وارداتی بدون بومی‌سازی و بی‌توجهی به اصول معماری سنتی، منظره‌ای یکنواخت و فاقد روح در تمام شهرهای ما ایجاد کرده که با غنای فرهنگی این سرزمین همخوانی ندارد بدون اغراق اگر شما از یک بافت شهری در هر گوشه ایران تصویری بگیرید به هیچ عنوان نمی توان از روس معماری آن به هویت و جغرافیای منطقه پی برد و این برای فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله یعنی فاجعه!

     پاسداشت بناهای تاریخی مانند کلیسای انجیلی مشهد، فرصتی برای بازاندیشی در این روند و احیای هویت بومی در توسعه شهری است. ما موظفیم نه تنها از آثار باستانی چند هزار ساله، بلکه از میراث صد سال اخیر نیز به عنوان سرمایه ملی حفاظت کنیم.

    در حال حاضر و در پی تخریب این اثر ثبت شده، مسئولان میراث فرهنگی کشور باید به طور روشن پاسخگوی این اهمال بوده و ضمن پیگیری دقیق موضوع، از طریق تقویت نظارت قانونی، اجرای دقیق مجازات‌های پیش‌بینی‌شده را مطالبه کنند. همه ما در بحران های اخیر به روشنی شاهد بودیم که حس ملی گرایی چه نقش مهمی در ایجاد همبستگی علیه دشمن مشترک دارد و  زمان آن رسیده که مسئولان کشور نشان دهند استفاده از نمادهای ملی، رونمایی از تندیس آرش و شاپور و شکست والرین تنها با هدف ایجاد شور ملی کوتاه مدت نبوده و  در عمل با عزم راسخ، از هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین پاسداری می کنند تا ایران همچنان با تمام شکوه تاریخی‌اش، بر تارک تمدن جهان بدرخشد و نسل‌های آینده با افتخار به گذشته پربار خود بنگرند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *