40 سال نور افشانی

در آستانه سالگردِ انقلاب اسلامی، هرساله بحث هایی طرح میشود که برخی صحیح و بعضی نادرستند!

مثلاً انقلابِ مردم ایران را با دیگر انقلابها مقایسه میکننددرحالیکه دو چیز یا دو مقوله ای که همجنس هستند را میتوان با هم سنجیدهرگز نمیتوان آهن را با پشمک سنجیدچون جنس و صفات و کارکردشان با هم بسیار متفاوت است! البتهمیتوان ثمرات و دستاوردهای انقلابها را با هم سنجیدوگرنه انقلابی که ماهیتش لیبرالیستی و غیرِ توحیدی و شرک آلوداست و یا مارکسیستی است را نمی توان با انقلابی توحیدی و قرآنی سنجید!

امروزه بخصوص با وجودِ فضایِ مجازی و سرعتِ انتقالِ اطلاعات، میتوان به سهولت انقلابها را با دستاوردهایشان وثمراتی که پدید آورده اند را منصفانه ارزیابی کرد و سنجیدبرای نمونه:

انقلاب 1789 فرانسه که امروزه به انتقامِ کبیرِ فرانسه مشهور شده، حاصلش را اکنون مردم جهان در کفِ خیابان هایِ پاریس، همچون شانزه لیزه براحتی می بینند که، جلیقه زرد هایِ غیرِمسلح و بی دفاعِ فرانسوی، چگونه خونین و زندانی میشوند، لذا به دروغین بودنِ شعارهایِ آزادی و برابری و برادری و دموکراسی ِغربی، همچنین فرهنگِ مهاجم و استعماریش، پی می بریم!

یا ثمره انقلاب 1776 آمریکایِ طرفدارِحقوقِ بشر را امروزه جهانیان درپیشتاز بودن آمریکایِ خشونت طلب، درتأسیسِ شبکه ها وتشکیلاتِ تروریستی درجهان، همچون داعشِ وحشی وقصاب، را نظاره گرند!

در حالیکه آمریکا مقروض ترین کشورِ دنیا شده و شمار ِزندانیانش بیش از هرکشوری است! و طبق آمارهایِ دولتیِ آمریکا،روز بِه روز بر بیکاران و فقیران و کارتون خوابهایش افزوده میگردد! و نظام سرمایه داری آنجا موجبِ امنیت و رفاهِ مردم نشده! هر چند دلارهایِ خونینِ سرمایه سالاران بیرحمِ مکار، از هم پیشی می گیرند!

آمریکایی که سیاستِ حداکثرِ فشار علیه ایران را در پیش گرفته، آنچنان مستأصل شده است که از یک گوینده خبر و مستند سازِ آمریکاییِ همکار با یک رسانه ایرانی همچون بانو ” مرضیه هاشمی"، هم نمی تواند بگذرد!

و همه اینها نشان از یک حقیقتِ بزرگ دارد و آن فروریختن آخرین تصویرسازیهای دروغین؛ و آشکارشدنِ واقعیتِ پوشالیِاین آخرین ابر قدرتِ قرنِ بیستمِ طرفدارِآزادی و حقوقِ بشر است!

فرجامِ  انقلاب سوسیالیستی 1917 روسیه راهم همگان دیدند، درعینِ نکبت و ورشکستگیِ اقتصادی وسیاسی، توسط مردمی که فریب شعارهایِ توخالیش را خورده بودند، به سهولت ونفرت، به زیرکشیده شد!

قبل ازسنجشِ انقلابِ 40 ساله مردمِ ایران، باید به نکته مهمی توجه وافرکرد! وآن اینکه اگراین انقلاب، الهی است، پس ابتدا باید اندیشید که برنامۀ خالقِ هستی از خلقِ آدم علیه السلام و بنی آدم چه بود؟

و آیا انقلابِ مردم ایران در آن راستا پدید آمده و استمرار دارد؟!

براستی هدف ازخلقتِ موجودی بنامِ” آدم" چه بوده؟ درچه راستایی باید رشدکند وبرنامه اش چه بایدباشد؟

آیا تا حال کتاب یا مقاله ای مستند و باور پذیر در این مورد خوانده اید؟ تا زندگی خودتان را در آن راستا و برنامه قرار دهید؟ آن هدف و برنامه سرنوشت ساز چه بوده؟ آیا در این باره موفق بوده اید؟

برای پاسخ به یکی از بزرگترین پرسشهایِ بشری، نباید بسنده کرد بِخیال خود وگفتبه نظرِمن…!!

چرا که هیچیک از ما، خالق خودمان نیستیمبلکه مخلوقی کوچک و ضعیف درعالم هستی هستیم!

و بعد از مدتِ بسیارکوتاهی پس ازتولد، فوت میکنیم و جسمِ مادی و جسمِ دخانی مان درعالَمِ مادی مانده و خاک میشود، ولی روح مان به سیر وزندگیِ طولانیش درعالمِ برزخ و عوالمِ پس ازآن ادامه میدهد وپس از حساب ازکتابمان درعالَمِ قیامت، به بهشت یاخدای ناکرده به دوزخِ خودساخته کشانده میشویم!

لذابجایِ” به نظرِمن، نظرِمن"، باید دید وفهم کرد، خالق مان چه برنامه وهدفی رابرایمان پسندیده! که بارها توسط بندگان برگزیده وصالحش، انبیاء ورُسلگوش زدکرده، درکتُب آسمانیش نیزتذکر وهشدارداده

رب العالمین در آخرین کتاب آسمانی اش، یعنیقرآن، که تصدیق کننده کتُبِ آسمانیِ پیشین است، و خودِ خالق، حافظِ آن است تا هرگز خللی در آن راه نیابد،

{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ  ﴿حجر٩

بىترديد ما خود اين قرآن را نازل كرديم و قطعا ما خود نگهدار آنيم!

وَ هَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ           ﴿انعام ٩٢ 

و اين كتابى كه ما آنرا نازل كرديم، مبارك و مصدق كتابهايى است كه پيش از آن آمده}

هدف وبرنامه انسان راچنین یادآور میشود، تاما برآن سیاق، طیِ طریقِ الهی کنیم، نه نفسانی وخیالی!

لطفاً به آیه 257 سوره بقره توجه کنید:

اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ

خدا ولی مؤمنان است و آنان را از تاريكىها بسوى روشنايى بيرون مىآورد!

پس مؤمنان هم بر این سیرِ کمال و رشد، باید مدام سعی و تلاش کنند!وقتی برنامه خداوند، خارج کردنِ مؤمنان از ظلمات بسویِ نور است!

جالب است، هدفِ بزرگ ازنازل کردنِ قرآن هم، خارج کردن مردم ازظلمات بسویِ نوراست!

به شهادتِ آیه اول سوره ابراهیم (ع)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ  الر ۚ

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ

الف، لام، را. [اينكتابى است كه آن را بسوى تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكىها بسوى روشنايى درآورى، به راه آن عزیز حمید!

همچنین به گواه همین آیه، بزرگترین وظیفۀ سیدمان رسولالله صلیالله علیه و آله نیز در راستایِ این فعلِ خداوندی است!ایشان نیز باید به امرِ خداوند ِمهربان و حکیم، نه فقط مؤمنان را، بلکه ” ناس"، یعنی مردم را از ظلمات بسویِ نور خارج کند!

حال یک پرسشِ جهت دارآیا تا حال به آیه 56 سوره احزاب، فکرکرده اید؟

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا

بىگمان، خدا و فرشتگان او بر پيامبر درود مىفرستنداى كسانیكه ايمان آوردهايدبر او درود فرستيد و سلام گوييد، سلامى [شايسته و تسليم فرمان او باشيد]

 چراخداوندِ حنان و قادر، مؤمنان را ترغیب میکند بر نبی برگزیده اش، مدام صلوات بفرستند!؟

مگرسیدمان رسولالله(صنیازمندِ صلوات ماست؟ ازصلوات چه سودی برایِ او یا ما حاصل میشود؟

پاسخ این پرسش بسیار مهم را در آیه 43 سوره احزاب در می یابیم:

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚوَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

اوست كه بر شما درود میفرستد و فرشتگان او نيز، تا شما را از تاريكی ها بسوىِ روشنايى بيرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است!

پس صلوات، موجب می شود که مؤمن از ظلمات بسوی نور خارج شود!

— خدایا هیچگاه نمی دانستم مدام برایم صلوات می فرستی و فرشتگانت را هم بکارگرفته تا پیوسته برمنِ حقیر صلوات بفرستند! این محبت عظیمت را چگونه شکرگویم و تاجان در بدن دارم، سپاس گزارت باشم؟ خدایا خیلی دوستت دارممنت برمن بگذار توهم مرا دوست بدار

خوب با هدایتِ الهی دانستیم، برنامه خداوند برایِ ما، خروج از ظلمات بسویِ نور است!

لذا بدون تلف کردنِ وقت و غافل شدن در عمقِ عالَمِ هستی، باید از فرصت، بسیار حُسنِ استفاده را بکنیم و به طُرِقِگوناگون، در پیِ کسبِ نور باشیمبشر شدیداً به تعلیم و تربیتِ نوری محتاج است! و بایدهمواره درپیِ هرچیزی باشد که برنورِ او بیفزایداز هرچه که ظلمت بار است شدیداً دوری جوید! و ازآن نفرت داشته باشد و با آن بجنگد! تا بیاری حق،پیروزشود! و درمحیط هایی و با اشخاصی باشد که براو نورافشانی کنند! نه اینکه، بر حُجُب و ظلماتش بیفزایندبه چیزهایی دل ببندد که نورش را ارتقاءدهندنه اینکه زمین گیرش کنند وآینده اش را باسوق دادن به ظلمات ونهایتاً به جهنمِ آتشین، تباه سازند!

مراقبِ شیاطینِ جنی وانسی هم باشیم که درمِصداقِ نورِالهی، فریب مان ندهندمِصداقها بایدقرآنی باشند!

اگر امروز در اندیشه فردایمان نباشیم، باید فقط خودمان را ملامت کنیم!…

چرا این بحثِ قرآنی راپیش کشیدیم؟ تامعیار وملاک داشته باشیم، انقلاب الهی مان رامنصفانه نقدکنیم!

فکرمیکنید این برنامه خداوندی مربوط به1400سالِ قبل است؟ یا به زمانِ خلقتِ آدم(عکه حدودِ10 هزارسال قبل بوده است بازمیگردد؟ حقیقت را درقرآنِ خالق بیابیم! به آیه36 سوره توبه توجه کنید:

إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَٱ للَّهِ ٱثْنَا عَشَرَشَهْرًا فِى كِتَـابِ ٱللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ ٱلسَّمَـاوَاتِ وَٱلْأَرْضَ مِنْهَآ أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ

در حقيقت، شماره ماه ها نزدِ خدا، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب خدا، 12 ماه است؛ از اين [12 ماه]، 4ماه، [ماهِحرام است!

طبق این آیه، حداقل خداوند از زمانِ خلقت آسمانها و زمین، برای بنی آدم برنامه دقیق داشته!

یعنی از 15 میلیارد سال قبل! به همین دلیل هم در آیه 115 سوره مؤمنون تذکر می دهد:

أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَـاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّ كُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ

آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و اينكه شما بسوى ما بازگردانيده نمىشويد؟

آری خداوند نه تنها برنامه دارد، بلکه مردم را تازمانیکه در عالَمِ مادی هستند و به عالَمِ ارواح در برزخ نرفته اند، به صورِگوناگون، مدام امتحان میکند! واین مهم را درآیهسوره عنکبوت خاطرنشان میشود:

أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُواءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ

آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها میشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند؟

حال که به برکتِ الهی صاحبِ انقلابی نورانی گشته ایم که درتاریخِ جهان بینظیراست و همتاندارد، نبایدغافل باشیم وفرصتها را نابودکنیم، بلکه باید در راستایِ این برنامه خدایی، پیوسته گامِ استواربرداریم!

آیا بزرگان ما در حوزه و دانشگاه، در قوایِ چهارگانۀ، مقننه و اجراییه و قضاییه و تشخیص مصلحت، بر این بنیان، برنامه ریزی کرده و می کنند؟!

شورایعالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات، رسانه ها، هنرمندان… براین سلوکِ الهی پیش میروند؟

اصلاً با این قانون قرآنی آشنا هستند؟ و یا این امر خداوندی را بر می تابند؟!

شاید برخی بگویند ما بر اهدافِ امام خمینی هستیممگرامام، خلافِ قرآن فکر وعمل میکرد؟

براستی هدف و خواستگاهِ امامِ راحلمان (ره) چه بود؟ پس از 40 سال بازمیشنویمبه نظرِ من!!

مگر شما معمارِ انقلاب هستید که از هرفرصتی سوءِ استفاده کرده، نظرتان را القا میکنید؟!

جوانمردانه این است که بگوییمخمینیِ بت شکن (ره)، معمارِ انقلاب، چه هدفی داشت؟

اگر بگوییم امام سال 1340 بعد از رحلت آقایِ بروجردی گفتند

برخی زود خرده می گیرند که: ای آقا! آنوقت امام جوان بودند و بی تجربه!

اگر بگوییم امام در سالِ 1343 یا 1357 فرمودند

 باز خرده می گیرند که: ای آقا! آن وقت، اولِ انقلاب بود و موسمِ شورآفرینی!

لذا از کلامِ نورانی امام خمینی رحمه الله علیهکه 2 ماه و نیم قبل از رحلتِ ملکوتی شان فرموده بودند، مدد می جوییم که در2/1/1368  باز یادآور شدند:

انقلابِ مردمِ ایران، نقطۀ شروعِ انقلابِ بزرگِ جهانِ اسلام،

به پرچمداریِ حضرتِ حجت ارواحنافداه است

خوب، امامِ عزیزمان از آغاز براین ایمان و اندیشه الهی بودند، و برنامه داشتند تا رحلت کردند!

آیا چشم انداز 20 ساله ما بر این اساس که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مشخص کرده بودند، تدوین و اجرا شد؟ یا اکنون سندِ الگویِ اسلامی ایرانیِ پیشرفت بر این منظر تدوین می شود؟!

نگاه کنیم به جامعه، امروزآنچه راکه کاشته ایم برداشت میکنیم! ازکوزه همان برون تراود که دراوست!

ناگفته هم نماند: نسل ما بسیار مدیونِ زحماتِ بی شمارِ امام خمینی (رهاست که در این باره کم گفته شده! و شاید یکی از مهمترین محبت های امام ره به نسل معاصر و جهانیان، آینده نگری و بیمه کردنِ انقلابِ اسلامی، و دور کردنِ مردم در عصرِ غیبتِ کبری از خطراتِ پیش رو بود!

می دانیم که در غیبتِ صغری، به دستورِ منجیِ عالَمِ (عج) وقتی که زمانِ رحلتِ هریک از نوابِ خاص امام زمان فرا می رسید، او نفرِ بعد از خود را، به امرِ امام (عجمعرفی می کرد!

جالب است که در عصرِما، یعنی درغیبتِ کبری، امام خمینی(ره) نیز با ظرافتی دلنشین، جانشینِ خودشان را چندبار به خواص و مسؤلانِ جامعه معرفی میکنندحتی درجمعی که آقایانهاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و مهندس میرحسین موسوی و فرزند برومندِ امام خمینی، حاج سید احمدآقا، همچنین آقای خامنه ای حضورداشتند حضرتِ امام(رهدرپاسخِ پرسشی که "بعداز شما چکنیم"؟ باز میفرمایند:

” برای رهبری، آقای خامنه ای مناسب هستند!”

و بعد از این جلسه، آقای خامنه ای بخاطر تقوایی که دارند، پس از رفتن امام (ره) به اتاقشان، از حضار قول می گیرند که این ماجرا را تا وقتی امام زنده اند، به کسی نگویند!

درمجلس خبرگان رهبری پس از رحلت امام(ره)، بحث شورایی بودنِ رهبریطرح میشود! وآقای خامنه ای، باتقوا ومبارزه بانفسی که دارند، برای اینکه رهبرنشوند، ازشورایی بودنِ رهبری جانبداری میکنند!

یکی ازخبرگان میگویدچندوقت پیش برای مراسمِ عقدِدخترم نزدِامام رفته بودم، ازامام سؤال کردمحالا که شماآقایِ منتظری را عزل کرده اید، بااین شرایطِ بیماری تان، شخص خاصی را مدنظر ندارید؟

امام گفتند: مگرمیشود نظرِخاصی نداشته باشم؟ مگرمیشود که نظرم را بِکسی نگفته باشم؟ به حاج احمدآقا و آقایِ هاشمی بارهاگفته ام:” ازنظرِ من هیچکس در رویِ کره زمین ازسیدعلی آقا بهترنیست!”

اعلام هم شد: اساساً امام بارهبری شورایی مخالف بودند! پس بایدروی یک نفرصحبت کنیم!

آیت الله موسوی اردبیلیگفتند: در یکی ازجلساتِ سرانِ سه قوه که خدمت امام رسیدیم، به امام گفتمنظرِ شما درموردِرهبریِ آینده چیست؟ امام گفتند«من نظرم را به حاج احمد آقا و آقای هاشمی گفته ام، و احدی را در کره زمین بهتر از آسید علی آقا برای رهبری نمی دانم».

 آقای رفسنجانیگفتنداحمدآقا الان تماس گرفته، بِمَن گفتنداگرمیخواهید روح امام(رهشاد شود و به وصیت نامه امام عمل کرده باشید، اعلام کنید که امام  بارها بِماگفتند که آقای خامنه ای را مطرح کنیم

آقای رفسنجانیگفتندحاج احمدآقا الان بِمن گفتند:

امروز یک تکلیف است و حداقل حرف مرا در مجلس بزنید که من آن دنیا گرفتار نباشم

سپس آقای رفسنجانی گفتند: حالایک مطلب را من بگویم! بارها خدمت امام  رسیدم و هربارامام به من گفتند:"تادیرنشدهآسیدعلی آقارا شمامطرح کنیدبَداست من مطرح کنمشمامطرح کنید،من دفاع میکنم"

بعد از این صحبتها، رای گیری شد و همه خبرگان به غیر از ۶ نفر، رای موافق به رهبریِ آیتالله سیدعلی خامنه ای دادندکه یکی از آنها خود آقای خامنه ای بودند که به خودشان رای ندادند!

نکته جالب تر اینکه امام خمینی(ره) درباره قلیلی از افراد، سخن گفته اند یا لقبی را طرح کرده اند، مثلا درباره شهید مطهری یا شهید بهشتی یا آقای مهدوی کنی یا آقای منتظری یا شهیدان رجایی و باهنر

اما امام خمینی(ره) لقبی خاص یا صفتی بسیار پُرمعنا درباره رهبرِ پس ازخودشان گفته اندکه بابرنامه یادشده خداوند، وهدف وسِیرِ انسانها، بسیارهمخوانی دارد یعنی: يُخْرِجُهُم مِّنَٱلظُّلُمَـاتِ إِلَىٱلنُّورِ!

 بله امام خمینی، از آقایِ خامنه ای با عبارتِ بسیارپُرمعنایِ خورشیدِ انقلاب یاد کرده اند!

خورشید یکی است! ازکسی نور نمی گیرد! ولی به همه نورافشان است! تا ازتاریکی بسویِ نور روند

همه میدانند در این 40 سال، غیر از سالِ اولِ ریاست جمهوریِ آقایِ دکتر احمدی نژاد، یعنی 34 سال، همواره دولتها و وزرا و معاونین و بسیاری از مدیران کل، از یک جناحِ خاصِ سیاسی بودند و متأسفانه همه اساتید و جوانها اجازه نیافتند، مدیریت کنند، تا رشد کنند!

هر زمان هم کار دستِ افرادِ مخلص و جهادی افتاد، شاهدِ افتخاراتِ بسیاری بودیممانند دست آوردهای رویان یا نانو یاهسته ای یا موشکی، یا پهبادها

و یکی از خسارتهایِ بزرگِ ما، برچیدنِ جهادسازندگی بود که بنیانگزارش شهیدمظلوم آیت الله دکتربهشتی بود! درحالیکه اگرآن افراد وآن روحیه جهادی و ایثار درصنعت وکشاورزی وخدمات میماند، حالابسیار پیشرفته تر بودیمهرچند هموارهازعدم نظارت برامور ومبارزه با قاچاق، ضربه می خوریم!

حال با معیارِ” نور"باید به ارزیابی انقلابِ اسلامی همت گماریم تا بدانیم درچه مقولاتی پیروز شده ایم و درچه مقولاتیشکست کامل یا نسبی خورده ایم، وچرا چنین شده، تا اصلاح شودانشاءالله

مثلا درحیطه تأثیرگذاریِ انقلاب برآحاد و ملل جهان، به ویژه جوانانِ جوامعمخصوصاً درخاورمیانه، با توکل برخدا موفق بوده ایمحتی دشمنانِ لجوج و کینه توزِ انقلاب نیز براین موضوع گواهند!

صفتِ زیبایِ نوع دوستی و ایثار و فداکاری تا حدِ” من نباشم تا توباشی"، بسیار میان مردم ما بخصوص جوانان مان رواج دارد! –  بیادگار از مادر امت، حضرتِ فاطمه زهرا سلام الله علیها  که این صفتِ زیبا، در ماجرایِ نجات مردمِ لبنان و سوریه و عراق، بشدت عیان بود

ایمانِ صالحانه و عشق به رهبرِالهی پس از 40 سال، نه تنها بر اثرِگذشت زمان کمرنگ نشده، بلکه این نورِ حُب، چشمانِ دیگران راهم خیره کرده! بارها شنیده ایم بزرگانِ ادیان و مقاماتِ دولتی و مردمِ بسیاری از ملل، بی تکلف گفته اند:رمزِپیروزیتان، داشتنِ رهبرِحاذق و جامع الاطراف استو ما در کشورمان فاقدِ این هستیم!

یادمان نرفته، در بیداریِ اسلامی، با جانفشانی که ملل مختلف کردند ولی بالاخره ناکام ماندند و دشمنانِ مُلّون و مکار، بازآنها را در سیطره و نفوذِ خویش گرفتندچرا؟ چون: رهبری خبیر و شجاع همچون ما نداشتند!

مانیز بایدبسیار شاکرِخدا باشیم که باهدایتمان به سیستمِ ولایت فقیه، سرافرازانه درجهان سربلندهستیم!

و امروزه مردم دنیا نوع اسلام را می شناسند و باوردارند1) اسلامِ خمینی2اسلامِ غیرِخمینی! مانندداعش(عراق)،جبهه النصره(سوریه)، طالبان(افغانستان)، سپاه صحابه(پاکستان)، القاعده(عربستان)، بوکوحرام (نیجریهوکه همه اینها از تفکرِ غیرِ الهی و شیطانیِ وهابیت سیراب میشوند که ساخته و پرداختۀ فراماسونها و ایلومیناتهایِ انگلستانِ خبیثهستند و امروزه پشتیبان شان شیطانِ بزرگ، آمریکا و اسراییلِ ملعون است!

آری با هدایتِ مستمرِ امام خمینی، ما مقید به نظام و جریانِ الهیِ ولایتِ فقیه شدیم و امامِ مُدبِّرِمان هشدار دادند:پشتیبان ولایت فقیه باشید، تا به مملکت شما آسیبی نرسد

آن مردِ الهیِ بی توقعِ ساده زیست، درباره ولایتِ فقیه، اندیشه قرآنیش را30/7/1358چنین عیان کرد:

” … قضیۀ ولایتِ فقیه، یک چیزی نیست که مجلسِ خبرگان ایجاد کرده باشد!

ولایتِ فقیه یک چیزی است که خدایِ تبارک و تعالی درست کرده است

همان ولایتِ رسول الله هست! و اینها از ولایتِ رسول الله هم می ترسند!

شما بدانید،که اگر امامِ زمان سلام الله علیه حالا بیاید، باز این قلم ها مخالفند با او،

و آنها هم بدانند که قلمهایِ آنها نمی تواند مسیرِ ملتِ ما را منحرف کند!

آنها باید بفهمند اینکه ملتِ ما بیدارشده است و مسایلی که شماطرح می کنید ملت میفهمد"

نا گفته نماند که قدرت و ثروت، نزدِ افراد بی تقوا، همواره فساد آور و مصیبت بارند! که با زمینه سازیِ تزویر،  زر و زور، دمار از روزگارِ بشرِ غافل درآورده! شاید برخی دمِ مرگ یا در جهنم بنالند:

ای کاش هرگز به قدرت یا ثروت نمی رسیدم و در فقر و بی کسی غوطه می خوردم!

آری حکایت اینان، یادآور طنزِتلخی استکه مردم، درکوی و برزن میگویند40 سال استکه برخی ازمدیرانِ ارشدِ نظام و دولتمردانِ مزوّرِ زر و زوردار، می خواهندانقلابِ مقدسِ مردم را سرنگون کنند، ولی خدایِ قادرِحکیم بوسیله مردمِ همیشه درصحنه نمیگذارد آنان بِه مُراد و آرزویشان برسنداینان تا دیروز عددی نبودند و چیزی نداشتندولی با پیروزی انقلاب، صاحبِ چیزهایِ زیادی شدند! ولی چون آراسته به لباسِ تقوا نیستند، قافیه را بدجور می بازند، و دل بِدنیا می بندندبه این اسامی توجه کنید و سِمَت هایشان را در ذهن مرور کنید:

قطب زاده (وزیرِ خارجه – عضوِ شورایِ انقلابِ اسلامی مدیر عاملِ صدا و سیما)

ابراهیم یزدی (وزیرِ خارجه – عضو شورایِ انقلابِ اسلامی– نخست‌ وزیر در دولت موقت انقلاب– نماینده در مجلس اولسرپرستِ مؤسسه مطبوعاتیِ کیهان)

بنی صدر (وزیرِخارجه– عضوشورایِ انقلاب– رییس جمهور– فرمانده کل قوا ریاست شورایِ انقلاب)

میرحسین موسوی (وزیرِخارجه– عضوشورایِ انقلاب سردبیرِروزنامه جمهوری اسلامی رییس ستادِانقلاب فرهنگی– رییسِستادِفرماندهی کل نیروهای مسلح– مشاورِعالی رییس جمهور– نخست وزیر)

محمد خاتمی (نماينده درمجلس شورای اسلامی– سرپرستِ موسسه مطبوعاتیِ كيهان– وزيرِ فرهنگ وارشادِ اسلامیمشاورِ رييس جمهور– عضويت درشورایعالیِ انقلابِ فرهنگی– ريیس جمهور)

کروبی (رییسِ بنیادِ شهید– نماینده امام خمینی در حج رییسِ مجلسِ شورای اسلامی)

بهزاد نبوی (عضو شورایِ سرپرستیِ صدا و سیما  وزیرِ مشاور دراموراجرایی– مسئولِ پشتیبانی ستادِفرماندهی کل قوانماینده ونایب رئیسِ مجلسِ شورا– وزیرِصنایعِ سنگین– معاونِ نخست وزیردر امورِاجرایی )

سروش (عضوِ ستادِ انقلابِ فرهنگی مدرسِ دانشگاه)

و حتی شخصیتی فقیه، ماننداحمد آذری قمی که در مجلسِ خبرگان برای تعیین رهبری، بسیار اصرار داشت تا آقایِ خامنه ای، دست از مخالفت بردارد و رهبریِ نظام را قبول کند!

وقتی ایشان به آقای خامنه ای می گویدشما بپذیرید! مگر ما مرده ایم؟ همه ما کمک تان می کنیمولایتِ فقیه، ولایتِانبیا استو

آقایِ خامنه ای صبرشان تمام میشود و میگویند:” آقای آذری قمیبفرمایید بنشینید، شما را می شناسیم! در دوره های مختلف شما را امتحان کرده ایم! اِینی را که شما گفتید، 10سال آینده هم میگویید؟ 10سال دیگر نخواهید گفت! هرجامقابل شما مطلبی عَلَم شود که شما نپذیرید، مقابلش می ایستید!"

دراین هنگام آقایِ آذری قمی عمامه اش را برداشت و دو دستی محکم برسرش زد وگفت:

” خدا از من نگذرد اگر قرار باشد من ۱۰ سال آینده مقابل شما بایستم، من شما را بعنوانِ ولایتِ فقیه، ولایتِ مطلقۀ فقیه، قبول دارم"…

اما دقیقاً 10 سال بعد بدون اینکه جامعه مدرسین ایشان را به مرجع تقلیدی برگزیند یا تأیید کند، آقایِ آذری قمی که کتابِ رساله فقهی اش را چاپ و تکثیرکرده بود، در شهرکی بنام فُردو نمازِجماعت خواند و درآنجا به مخالفت برخاست!درست همانطور که آقایِ خامنه ای پیش بینی کرده بود!

البته در جاهایی هم با نقصان و شکست مواجه شدیم، که آن عرصه هایی بود که از نورِ الهیِ انقلاب فاصله گرفتیم! به انذارهایِ ولیِ فقیه الهی مان بی توجه بودیم…!!

مثلا در اقتصادوقتی رهبری شاخص های اقتصاد مقاومتی را به رییس جمهورها یاد آورمی شوند، ولی آنان چون به خلوت میروند آن کارِ دیگرمیکنندیا بسیاری ازبزرگانِ دین راجع به شبهه ناک بودنِ عملیاتِ بانکی نهیب میزنند: ننگ ربا واعلانِ جنگ با خدا بوسیله ربا را برطرف کنید! و دولتمردانِ نامرد، گوش نمیکنند!!

حال میخواهید اقتصادِ پُررونق و بابرکتی داشته باشیم؟ مسلماًباید روز بروز کارخانه ها وبنگاه های اقتصادی ورشکست شوند و برموجِ بیکاری افزوده گردد! همچنین در مقوله فرهنگ و یا هنرو یا

میدانید اوجِ علم در ایران، زمان شیخ بهایی و میرداماد در عصرصفویه بودولی کم کم عِلم درجامعه افت وافول کردبجایی رسید که اروپا برای بزرگانِ جامعه، آمال، و رفتن بِه آنجا آرزوشد! و بتدریج این آفت، چون سرطان به عامه مردم سرایت کردغرب زدگی آغاز شد! و از لحاظِ سرزمینی نیز روز بِه روز کوچک و کوچکتر شدیم!

اما پس از قرنها، با حمایت و تشویق هایِ زبانی و عملیِ رهبرِ معززِ انقلاب اسلامی از جامعه علمی و جامعه نخبگان، سرعت و شتابِ علمی میهن مان به گواهِ سازمانهایِ بین المللیِ از همه کشورهایِ دنیا بیشتر شده! هر چند در برخی علوم با دنیا فاصله زیادی داریم!

آری در دو، سه دهه قبل از انقلاب اسلامی و حتی یکسال مانده به پیروزی انقلاب، مسیر هم، مسیرِ بسویِ سبقتِ در علوم و معارفِ دین و اِعمال آن نبود!

هر چند عزیزانی از علمایِ بزرگِ دین و دانشجویان و کسبه، به شهادت رسیده یا در زندانها، شکنجه وحشیانه می شدندیا امثالِ شهید مطهری و مرحوم شریعتی بسیار فعال بودند!

ولی سیرِجامعه و روحیه مردم، بسویِ انقلاب، یا نویدِ پیروزی نبودفضایِ جامعه، بیشتر بسویِ سکون وبیهودگی بودمانندِ رودخانه ای که بسویِ کویر روان است و هرچه جلوترمیرود، محوتر میشود!

دخترِ شایسته نیمه برهنه در آن، بیشتر موردِ توجه بود، تا علم، یا مبارزه علیهِ ظالمان!

بَرهمین اساس، ایران را جزیره ثبات میدانستند، و تا چند ماه قبل ازفروپاشیِ نظامِ شاهنشاهیِ2500 سالۀ متکی به شیطان بزرگ آمریکا، کسی درغرب یا شرقِ دنیا باورنداشت، برشاه خدشه ای وارد شود!!

لذا بشدت از سویِ آمریکایِ آدمکش، و اروپایِ لیبرال و سرمایه سالار، همچنین شوروی و چین الحادی و کمونیستی،پشتیبانی همه جانبه میشد!!

حتی انقلابیون رده اولِ داخلِ ایران نیز باورشان نبود قبل از 15 یا 20 سال دیگر، دستانِ امپریالیسمِ آمریکایِ سلطه گرِ تمامت خواه قطع شده، شاهنشاهِ عاری از مهر، که ظِل الله یا خدایگانش می نامیدند، سقوطِ ذلت بار میکندحتی امام خمینی! آری حتی امام خمینیِ عزیزمان نیز بر این باورنبود!

چون اگرامام خمینی برچنین باوری بود، بایدسازو کار آنرامهیا، یاکارگزارانِ انقلاب راتربیت میکرد!

امام شاه را بیرون کرد، ولی کسی را نداشت بطورِ موقت هم شده بجایش بگمارد!

وقتی شورایِ انقلاب، آقایِ مهندس مهدی بازرگان رابرایِ نخست وزیری پیشنهادکرد، با آنکه امام نقاطِ ضعفِ مهندس راخوب میدانست، وموافقش نبود، ولی گزینه دیگری یا تشکیلاتی جایگزین نداشت!

هرچند در 21 بهمن1357، فاصله رشدِ امام خمینی با یارانش بسیار زیاد شده بود!

امام خمینیِ متقی وصالح مان، ازمولایش اباصالح(عج)، منتفع بود، وانقلابیون باچشمِ سَر، پیش میرفتند!

وقتی امام خمینی دستور داد مردم در خانه ها نمانند و به خیابانها بریزندهمه یارانِ عاقل و با تجربه و مبارزِ امام، مخالفت کردند و می گفتند باز ماجرایِ 28 مرداد1332 پیش خواهد آمد و

و همه درخواست داشتند که آهسته و پیوسته رویم بهتر است و!

اما امام در مقابلِ اصرارِ مجاهدِ نستوهی همچون آیت الله طالقانی که به نمایندگی از بزرگانِ انقلاب، سخن می راند، دستورش را پس نگرفت! و تأکید داشتبِمردم اعلام شود، بیرون بیایند!

و هنگامی که امام اصرارِ مبارزینِ مخلصِ با تجربۀ زندان و شکنجه دیده را دید، مجبور شد یک کلامِ کوتاه بگوید: اگر این فرمانِ صاحب(عج) باشد چه؟!

آنگاه بودکه همه یارانِ باوفایِ انقلابِ اسلامی، آزمونِ بزرگی راگذراندندخودرا پس زدند، وگردن برفرمانِ صاحب الزمان گزاردند! وخداوند درکمتر از یک شبانه روز، پاداش عمل الهی شان را داد!

و جهانیان وایرانیان، با ناباوری وشگفتی دیدند، رهبرِکهنسالِ ایران زمین، بدونِ سلاح و تشکیلات و داغ و درفش و دلاربرنظامِ بسیارقویِ شیطان بزرگ، ابر قدرتِ آمریکایِ جلاد، و سلطه گرانِ شرق و غربِ مکار، اعم ازاروپا وابر قدرتِاتحادِجماهیرِسوسیالیستیِ شوروی وچین، پیروزشد! الله اکبر

آنهم با کمترین کشته وتخریب وهزینه! برخلاف دیگرانقلابها وقیامهایِ درجهان، بِرِوایتِ خودشان!

اما متاسفانه پس ازپیروزیِ انقلابِ اسلامی، این روحیۀ انقیاد، کم کم کمرنگ شد!

هر چند همواره، امام خمینی می گفت: انقلاب را خدا بر پا کردخرمشهر را خدا آزاد کرد نه من، یا این صنف، یا آن گروه…!

آنزمان، بلافاصله گروهایی مانندِچریکهایِ فدایی خلق، مجاهدینِ خلق، پیروزی رابخود نسبت میدادند!

و امروزه هم وقتی به سخنِ بسیاری از افراد توجه میکنیم، درمی یابیم پیروزیِ انقلابِ اسلامی رابه این یا آن شخص نسبت میدهند!! یا محصولِ فلان صنف و جمع میدانند!! تا سهم خواهی کنند و امتیازِ بیشتری بگیرند!! که این از اساسی ترین و خطرناک ترین آسیبهای انقلابِ ماست! الله اکبر

چون: جریانِ انقلابِ اسلامی، یک ماجرایِ خدایی بودبدون اینکه مردم یا غیره عاملش شده باشند!

بله وقتیکه خداوند قطارِانقلاب را راه انداخت، مردم را، همه اقشار را درونِ جریانِ انقلاب آورد!

خداوند جریانِ انقلاب را راه انداخت، بدون مقدماتِ متداولِ بشری! آری فاعل خدا بود!

پروردگار، مردم را به جریانِ انقلاب کشاند، درحالیکه، دلِ مردم به سمت دیگری بود!

جداً استجابتِ دعایِ "یا مقلب القلوب…”را همگان بِوضوح دیدند! دگرگونیِ خداییِ قلب ها را!

آری، سیرِحرکتِ جامعه، برخلافِ قبل که نمودارش بسویِ پایین واعماق بود، ناگهان باشیبِ تندی بسویِ بالا کشیده شد واوج گرفت! و همگان، اعم از دوست و دشمن، ازاین معجزه، شگفت زده شدند!

خدا مقدماتی را درامام خمینی ایجادکرده بوداین مقدمات یکی، دوتا نبود؛ یکروزه و یکساله هم نبود!

اینکهباید حکومتِ اسلامی بر پا شود! و امام با قاطعیت و یقین، به این موضوع رسیده بود!

مگر در این 1400ساله چه تعداد دانشمندِ دینی به این نتیجه رسیده بودندکه باید حکومت اسلامی برپا شود؟ و ولایت فقیه، استمرارِ وِلایتِ رسولالله(صاستنه ولایتِ فقیه برفردی مجنون وناتوان!

و نه صرفاً اعتقاد، بلکه اِهتمام بر اِعمالش!

لذا ماجرایِ امام خمینی یک معجزه، یِک تَک خالِ الهی است! و در این 1400 ساله پس از اهلبیت علیهم السلام مشابه ندارد!

هشیار باشیم! ماجرایِ بهمنِ 1357 فقط صرفاً انقلاب نبود که بگوییم دورانش پایان پذیرفته! تمام شد، برود در موزه تاریخبرای بازدید آیندگان! نهانقلابِ خداییِ خمینیِ بت شکن، یک جریانِ نورالله است! مدام خروشان تر و زلال تر پیش میرود تا تام گردد! لذا جریانِ معجزۀ اربعین، همگان را مبهوت کرده!

اگر انقلاب تمام شده بود، خروش و پویشِ اربعینِ خدایی رخ نمیداد!

حال، پس از این دو گام، جهان در انتظارِ گامِ سومِ این جریانِ نورانی است!

خدا این اندیشه را درامام خمینی پرورش داد! آنهم درنجف، جوارِمرقدِ امیرالمؤمنین علی علیه السلام!

ما هم اگرمیخواهیم آینده مان را خدایی پیش ببریم، ابتدا بایدبگوییم: برنامه خدا برایِ آینده چیست؟

سپس برنامه خدا را کشف، و درآن تفقه کنیم، و عبودیت را در برنامه هایِ خدا پِی بگیریم!

چراکه عالیترین درجه عبودیت، عبودیت در خلالِ برنامه هایِ خداستالبته عبودیت بِمعنیِ هماهنگیِ عبد، با معبود! بیاییم برایِ ناخدایِ کشتیِ انقلاب – خامنه ای عزیزمان ملوانِ نیکویی باشیم!

ناگفته نماندیکی دیگر ازمعجزات وامتیازاتِ انقلابمان اینستکه: بسیاری میخواستندانقلاب را بِسمت وسویی بکشانند!ولیخداوندِحنانِ سبحان، انقلاب راحفظ کرده، جلوآورده، بدون وابستگی به این و آن!

دهۀ فجرِ انقلابِ اسلامیِ ایران1397

انوشه گیلانی نژاد