امروز جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۲:۱۳
کد خبر: ۶۶۱۰
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۱
دکتر احسان محمدحسینی- باستان شناس
در یادداشت های پیشین دیدیم که اسلام چگونه وارد شبه قاره هندوستان شده و در این کشور ریشه دواند.
این فرهنگ غنی در پی قدرت یافتن در هندوستان منجر به تشکیل حکومت هایی قدرتمند شد که در راس آن ها حکومت گورکانیان هند قرار دارند. در یادداشت گذشته به بررسی چگونگی شکل گیری این سلسله پرداختیم اما در این بخش قصد داریم به مطالعه ارتباطات گورکانیان هند با ایران و ریشه های مشترک این دو کشور در عصر صفوی و گورکانی بپردازیم.
روابط بابریان با ایران 
همزمان با قدرت¬گیری دولت صفویه در ایران، گورکانیان  در هندوستان قدرت را به دست گرفتند.  در سده دهم ه ق (م) هند و ایران تحت حكومت دو خاندان برجسته صفویان و گوركانیان به قدرت های بزرگی مبدل شدند. اوج قدرت صفویان در ایران با قدرتمندی گوركانیان هند همزمان بود كه منجر به ایجاد ارتباطاتی میان آنها گردید. 
در دوره حكومت شاه اسماعیل و بابرشاه، ازبكان ماوراءالنهر دغدغه اصلی هر دو دولت بودند. 
تحركات ازبكان به رهبری شیبك¬خان مشكلات زیادی برای صفویان و گوركانیان هند به وجود آورد. شیبك¬خان پس از فتح خراسان كه در سیطره شاه اسماعیل بود به جانب قندهار كه زیر نظر بابر بود پیش رفت. سرانجام شیبك¬خان در جنگ مرو از شاه اسماعیل شكست سختی خورد و به قتل رسید. 
این نبرد آغاز ارتباطات سیاسی میان بابر و اسماعیل محسوب می¬شود. نقطه شروع همكاری میان ایشان زمانی است كه شاه اسماعیل خانزاده بیگم خواهر بابر را كه رهبر ازبكان اسیر كرده و به عقد خود درآورده بود، آزاد كرد. 
شاه اسماعیل در رجب 930هـ (م). در گذشت. بابر دو سال پس از آن دهلی و آگره را فتح كرد و امپراتور هندوستان گردید.
بابر در 937هـ (م) . در پنجاه سالگی درگذشت. او هنگام وفات امپراتوری وسیعی را كه تشكیل داده بود بین چهار پسرش تقسیم كرد. همایون پسر بزرگ امپراتور دهلی، كامران میرزا پادشاه پنجاب و افغان و دو پسر دیگرش را حاكم برخی از نواحی هند تحت نظر برادر بزرگشان تعیین نمود.
همایون در دوره¬ای كمتر از دوازده ماه در چائوما و قنوج دو شكست سخت را متحمل گردید و سلطنت خود را به شیرشاه سوری مخالف نیرومند افغانی¬اش باخت.
او از آگره به لاو و ولایت بكر رفت و چون از توطئه برادرش عسكری میرزا حاكم قندهار برای قتل خود باخبر شد به ایران پناهنده شد.
بعد از ملاقات همایون و شاه طهماسب در قزوین، همایون از تبریز و اردبیل دیدن كرده و به زیارت قبور مشایخ صفوی در اردبیل رفت. پس از چندی همایون به قزوین بازگشته و با خداحافظی از شاه طهماسب به همراه نیروهای ایرانی رهسپار قندهار شد. وی با كمك نیروهای ایرانی قندهار را تصرف كرد.
مدتی بعد كابل را تصرف نمود و به هندوستان لشكر كشید و توانست بار دیگر امپراتوری از دست رفته را بازپس گیرد. همایون و طهماسب در زمان حكومتشان رابطه¬ای صمیمانه داشتند و از هرگونه تنش در مرزهای یكدیگر پرهیز می¬كردند تا این كه همایون در 962هـ . درگذشت و پسرش اكبر به جانشینی وی رسید.
شاهزاده سلیم كه بعد از جلوس بر تخت سلطنت جهانگیر¬شاه نامیده شد، از زمان حیات اكبر روابط دوستانه¬ای با ایران داشت و در خاطراتش بارها از شاه عباس به عنوان برادر یاد می¬كرد . 
در آلبوم مخصوص جهانگیر شاه که بنام مرقع گلشن معروف است نقاشی هایی موجود دارد که بشنداس نقاش معروف جهانگیر در هیات سفرا به ایران از شاه عباس تصاویر چندی کشیده است جهانگیر زیر هر تصویر نوشته  است شبیه برادرم عباس.

نویسنده : دکتر احسان محمدحسینی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
مطبوعات و خبرگزاریها