امروز جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۵
کد خبر: ۶۵۰۵
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۴۰۲ - ۰۹:۰۳
دکتر احسان محمدحسینی؛ باستان شناس
در ادامه بررسی تاریخ اسلام و حکومت های اسلامی در هند به یکی از مهمترین دوره های تاریخ این کشور یعنی حکومت بابریان می رسیم. حکومتی که ارتباط بسیار نزدیکی با ایران صفوی داشته و می توان آن را اوج دوران شکوفایی فرهنگ و هنر ایرانی در شبه قاره هند دانست. حکومتی که زبان رسمی آن فارسی محسوب شده و تقریبا تمامی کتیبه ها و کتب این عصر به فارسی نگاشته شده اند.
گورکانیان ( تیموریان1526-1857) (932-1274 ه.ق)
گورکانیان، بابریان یا تیموریان هند که به سبب انتسابشان به تیمور از آن ها بهعنوان مغولان هند مغولان کبیر یاد می کنند یکی از مهمترین سلسله های هندی به شمار می روند . 
گورکانیان آخرین دوران طلایی امپراتوری‌های اسلامی هند  به‌شمار می‌روند. در سال ۱۷۳۹ میلادی با حمله نادرشاه افشار به هندوستان مقدمات انقراض این امپراتوری فراهم شد و در سال ۱۸۵۷ پس از سال‌ها نبرد خونبارو پایان سلطه کمپانی هند دوکت انگلیس بر تمامی هند تسلط یافت و ملکه ویکتوریا امپراتریس هند گردید .
موسسس این سلسله ظهیر الدین محمد بابر فرزند عمرشیخ فرمانروای فرغانه  بود.در حقیقت انقراض تیموریا در ایران مصادف با حکومت تیموریان هند شد.گورکانیان همزمان با سلسله صفویان در ایران بودند.زبان درباری آنها فارسی و در ترویج فرهنگ ایرانی و زبان فارسی سعی بلیغ نمودند.
پادشاهان مهم بابریان هند و همسران ایرانی آنها:
1.ظهیر الدین محمد بابر که یکی از همسران او  ایرانی بنام ماهم بیگم از نوادگان شیخ احمد جام عارف معروف قرن چهارم هجری است.در حقیقت این ملکه مادر همایون است.
2.نصیرالدین محمد همایون همسر و ملکه او حمیده بانو از نوادگان دیگر شیخ احمد جام است
3.جلال الدین محمد اکبر مادرش ایرانی و همسرش دختری از خاندان راجپوت بود
4.نورالدین محمد جهانگیر همسر و ملکه او دختر میرزا غیاث الدین تهرانی صدراعظم اکبر شاه نام درباری این بانو نور جهان بود این زن از شخصیت های برجسته تاریخ گورکانیان است.
5.شهاب الدین محمد شاه جهان همسر و ملکه او ارجمند بانو دختر آصف خان (نوه میرزا غیاث الدین تهرانی)نام درباری وی ممتاز بانو یا ممتاز محل است.بنای با شکوه تاج محل آرامگاه او و شاه جهان است.این بنا به دستور شاه جهان در قرن هفده میلادی برا همسرش ممتاز بانو ساخته شد معمار اصلی این بنا میرزا عیسی شیرازی است.
6.محی الدین محمد اورنگ زیب .یکی از همسران وی دختر شاه نوازخان صفوی بود.
با توجه به مطالب فوق یکی از علل رواج فرهنگ فارسی در دوره گورکانیان وجود ملکه های ایرانی و همچنین حضور هنرمندان معماران دانشمندان ادیبان شعرا و فضلا در دربار شاهان فوق بوده است و به جرات میتوان گفت بیشترین کتب دست نویس و چاپی در موضه ها و کتابخانه هاب هند مربوط به زبان فارسی که نویسندگان انها ایرانی و برخی هندی مسلط به زبان و خط فارسی میباشد.برای مثال شاهزاده محمد داراشکوه ولیعهد و پسر اول شاه جهان که بوسیله برادرش اورنگ زیب کشته شد کتابهایی به زبان عربی و فارسی تدوین کرده است به عنوان مثال کتاب شعر اکسیر اعظم به زبان فارسی وترجمه کتاب اپانیشادها از زبان سانسکریت به فارسی و مقدمه ای بر دیوان حافظ به زبان فارسی از اوست.بعضی از کتابهای او : سفینه النجاه .حسنات العارفین ومجمع الفقرا به زبان عربی نوشته شده است. این شاهزاده خوش نویس به خط عربی و فارسی بوده است.هندی دیگری بنام چندربهان برهمن کتاب فارسی چهار چمن به نام اوست.شاعر معروفی بنام اقبال لاهوری دیوان عظیم شعر فارسی دارد.
زبان فارسی در سال 1839 میلادی بعد از هشت قرن کهن سالکی بوسیله انگلیسی ها در هند دچار ضف شد و زبان اردو و بعد انگلیسی جای ان را گرفت.
اوج شکوفایی این سلسله مربوط به زمان اکبر شاه جهانگیر و شاه جهان بود. از دوره اورنگ زیب به بعد این سلسله عظمت خود را از دست داد و انگلیسیها که مترصد فرصت مناسب بودند ابتدا بصورت کمپانی هند شرقی وارد هند شدند و سیاست استعمار گرانه خود را مستحکم و در سال 1858 کشور هند را بطور کامل تحت سیطره پادشاهی انگلیس ملکه ویکتوریا دراوردند که خوشبختانه در سال 1948 میلادی هندی ها با توان و قدرت بسیار خود را از یوغ و اسارت بیگانگان بیرون کشیدند و به استقلال دست یافتند.
در زمان گورکانیان هند زبان فارسی در این کشور گسترش پیدا کرد. اگر چه پیش از به قدرت رسیدن این خاندان در هند، دین اسلام توسط عرفای فارسی زبان در شبه قاره هند نفوذ کرده بود، اما تاثیر ظهور این خاندان در هندوستان، گسترش و رونق زبان فارسی را به حدی رسانید که ادبیات فارسی نه تنها مایه حیات روحی مردم عام شد بلکه این زبان، زبان رسمی درباریان نیز گردید. این رویکرد باعث هجرت بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و شاعران از ایران به هند شد.  دوران طلایی ادب فارسی در هند، دوره‌ی اکبر کبیر است. به امر وی وزیرش تودارمال فرمانی را صادر کرد که به موجب آن، زبان فارسی زبان تمام امپراتوری اعلام گردید. همچنین به فرمان اکبر شاه برخی از کتاب‌های مهم هندوان از سانسکریت به نظم و نثر فارسی ترجمه شد و بر غنای ادب فارسی افزوده گردید. اگر در دوره‌ی غزنویان مرکز زبان فارسی در هند تنها شهر لاهور بود، این مرکزیت در سده‌های بعدی به ترتیب به مولتان و دهلی و اگره منتقل گردید. علاوه بر شاعران و عالمان و نویسندگان ایرانی که در مدت چند سده به هند مهاجرت کردند، از هندیان اعم از مسلمان و هندو، شاعران و نویسندگان و عالمان بزرگی ظهور کردند که آثارشان به فارسی است. دوران فرمانروایی گورکانیان هند با دوره‌ی فرومانروایی دودمان صفوی در ایران همزمان است که این خود به گونه‌ای ناخواسته یکی از عوامل موثر در نیرو گرفتن زبان پارسی در هند به شمار می‌رود. نوع نگاه پادشاهان صفوی به ادبیات و فرهنگ به گونه‌ای بود که شاعران و نویسندگان ایران را از بخشش و نواخت پادشاهان صفوی نا‌امید می‌کرد و آنان گاه ناگزیر و گاه مشتاقانه رهسپار دربار ادب‌پرور گورکانی می‌شدند. 
در حقیقت به باور بسیاری از کارشناسان ،  مهم¬ترین نشانه میزان تأثیرپذیری دو فرهنگ از یكدیگر زبان است. قبل از به قدرت رسیدن گوركانیان، زبان فارسی به سبب مراودات بین دو ملت در هند رواج داشت و بسیاری از واژه¬های فارسی توسط زبان هندی وام¬گیری شده بود. تسلط گوركانیان بر هند به انتقال سریع لغات از زبان فارسی به هندی كمك بسیاری كرد.  زبان فارسی نه تنها مورد توجه مسلمانان هند بود بلكه هندوها نیز به سرعت آن را فرا گرفته و با آن ارتباط برقرار ساختند. در نتیجه ارتباط فرهنگی بین هندوها و زبان فارسی، تحولی عمیق در فرهنگ هندی به ویژه در زمینه شعر، واژه¬شناسی، تذكره نویسی، تاریخ نگاری، روزنامه نگاری، هندی¬شناسی و ترجمه متون پدید آمد.  زبان¬های معمول در هند مانند اردو، بنگالی، سندی، كشمیری، دكنی، گجراتی، تلگو، مراتی،، تامیل، کانارا و مالایالام از زبان فارسی بهره بسیاری برده اند.  از شعرای هندی فارسی زبان می¬توان میرزامنو هرتوسنی كریشناواسی و چندربهان برهمن را نام برد. 
باید در نظر داشت که فشارهای سیاسی و اقتصادی در زمان صفویان، به صورت نیرویی دافع، عامل مهاجرت شاعران از ایران بود. در این زمان برای ناراضیان از حكومت صفوی دو سرزمین پیش رو بود: یكی امپراتور عثمانی و دیگری هند.در امپراتوری عثمانی كشاكش بین شیعه و سنی، شرایط نامناسبی را فراهم آورده بود، بنابراین بیشتر ناراضیان راهی هند شدند. 
ادوارد براون یكی از عوامل رفتن شاعران ایرانی به هند را چنین بیان می كند:" شاهان صفوی به ویژه شاه طهماسب و شاه عباس بزرگ دوست داشتند شاعران مدیحه سرا به جای مداحی آنان به مدح امامان بپردازند. در دربار شاهان بزرگ مغول بیشتر از بارگاه امامان منافع مادی كسب می¬كردند". 
یكی دیگر از عوامل مهم در مهاجرت دانشمندان و شعرای ایران به هند، وجود وزرای بزرگ وسرداران ایرانی در دربار گوركانیان بود كه این امر كمك زیادی به مهاجران برای راه یافتن به طبقات بالای هند می¬كرد. مشهورترین این بزرگان ایرانی عبارتند از: "نواب¬بیرام خان پسر سیف¬خان و پدر عبدالرحیم خان خانان، میرزا حسن¬الله پسر خواجه ابوالحسن مشهور به نواب ظفر خان احسن و حاج محمد قدسی". 
سلاطین گوركانی هند به شعر و ادب فارسی علاقه داشتند و آن را ترویج می¬كردند. زمانی كه بابرشاه از كابل به دهلی تاخت و هندوستان شمالی را تصرف كرد، شعرا و ادبای فارسی مانند آتشی قندهاری همراه او به هندوستان آمدند.  همچنین خواند میر، مورخ بزرگ ایرانی، به دربار بابر پیوست.  از بابر اشعاری به فارسی بر جای مانده است.
اقامت همایون در دربار شاه طهماسب سبب توجه بیشتر گوركانیان به فرهنگ و ادب فارسی شد. با جلوس همایون بر تخت سلطنت عده زیادی از هنرمندان و فضلایی كه در دربار صفوی با وی آشنا شده بودند به هند دعوت شدند.
ادبیات فارسی در هند در دوران اكبر جهانگیر و شاه جهان به اوج خود رسید. دربار اكبرشاه محل تجمع شعرا و نویسندگان عصر شد. حمایت وی از ایشان باعث شد تا شعرا و نویسندگانی از ایران به دربارش روی آوردند. مشهورترین شاعران ایرانی دربار اكبر عبارتند از: "عرفی شیرازی، غزالی مشهدی، نظیر نیشابوری، ملك قمی، بابا طالب اصفهانی".  آثار زیادی از دوره گورکانیان بجا مانده که شامل معماری نقاشی ترجمه کتابهایی از سانسکریت به فارسی و غیره بود و هر کدام از سلاطین گورکانی علاقمند به یک حوضه هنری بوده اند .
1.ظهرالدین محمد بابر عاشق باغ سازی بود یکی از باغهای مهمی که در زمان او ساخته شده بود باغ یادگاری در کابل است و طبق وصیت اومحل دفن وی در همین باغ قرار دارد 2.نصیر الدین محمد همایون به علم ستاره شناسی و نجوم علاقه داشت و غالب اوقات در شبها به اتفاق منجمین به رصد ستارگان مشغول بود.
3. جلالدین محمد اکبر در حالی که بنا به گفته بعضی از محققین سواد چندانی نداشت ولیکن از هوش بسیاری برخوردار بود و کتابخانه ارزشمندی از کتب مختلف به یادگار گذاشت. شهر فاتح پور سیکری و بناهای آن به عنوان پایتخت دوم او مشهور است  . 
4.نورالدین محمد جهانگیر توجه خاصی به هنر نقاشی داشت و آلبوم مرقع گلشن چنانچه گفته شد متعلق به اوست که شامل نقاشی های درباری مناظر مختلف و مجموعه ای از نقاشی های هنرمندان هند و بعضی از هنرمندان ایرانی مانند کمال الدین بهزاد و غیره می گردد.هنرمندان نگارگرمعروف دربار او :استاد منصور و ابوالحسن که هردو ایرانی بوده  و وبشنداس که هنرمند هندی است.
5.شهاب الدین محمد شاه جهان علاقمند به هنر معماری بود مسجد جامع دهلی مسجد مروارید ردفورت(قلعه سرخ)در  آگرا و تاج محل ار آثار زمان اوست.
6.محی الدین محمد اورنگ زیب علاقمند به ادبیات فارسی بود و گفته شده در اغلب اوقات با دخترش زیب النساء به زبان شعر سخن میگفت او علاقمند به استنساخ قران و مسلمانی متعصب بود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
مطبوعات و خبرگزاریها