کد خبر: ۴۴۵۴
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۳
تحلیلی بر پیش بینی رهبر انقلاب
رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در اولین روز سال 98 اعلام کردند: "کشوری در این منطقه و شاید در همه جای دنیا، به بدیِ دولت سعودی من سراغ ندارم؛ دولت سعودی، هم مستبد است، هم دیکتاتور است، هم ظالم است، هم وابسته است، هم فاسد است. برای این دولتِ این جوری، امکانات هسته‌ای فراهم می کنند؛ اعلان کردند که نیروگاه هسته‌ای برایش می سازند، اعلان کردند که مراکز تولید موشک برایش درست می کنند! آنجا اشکالی ندارد؛ آنجا چون وابسته‌ به آن ها است، چون متعلّق به آن ها است، اشکال ندارد که بسازند. حالا البتّه دارند اعلان می کنند، اگر هم بسازند، بنده شخصاً ناراحت نمی شوم؛ چون می دانم که این ها ان‌شاءالله در دوران نه چندان دوری، به دست مجاهدان اسلامی خواهد افتاد." سخنان مقام معظم رهبری اشاره غیر مستقیمی به سقوط خاندان حاکم سعودی در عربستان است. اما چه نشانه هایی در این مورد وجود دارد؟ 
تضعیف اتحاد دین و شمشیر
یکی از مهم ترین دلایل برای تضعیف و در نهایت سقوط آل سعود به تضعیف اتحاد دین و شمشیر در این کشور بر می گردد. آل سعود در دو قرن گذشته به تدریج توانسته است که در نتیجه اتحاد با وهابیت دیگر رقبای داخلی را شکست داده و حتی نام خاندان خود را بر کشور عربستان نیز نهاده است. در عمل کشور عربستان از دو قرن پیش با هویت وهابیت وارد عرصه معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی شده است، به نحوی که دوران رشد آن‌ها با پایه گذاری مذهب وهابیت آغاز شد. وهابیت مشخصا از ابتدای تشکیل عربستان، نقش حامی ایدئولوژیک در تشکیل دولت واحد را ایفا کرد. در هشت دهه گذشته قدرت بین دو خاندان یعنی آل شیخ و آل سعود در عربستان تقسیم شده است. در واقع قدرت سیاسی به آل سعود و قدرت دینی نیز به آل شیخ واگذار شده و دو طرف در اتحادی نانوشته خود را موظف به رعایت این مرز بندی دانسته‌اند. در مجموع هم آل سعود و هم آل شیخ در هشت دهه گذشته به گونه‌ای رفتار کرده‌اند که به اتحاد آن‌ها هیچ خدشه‌ای وارد نشود و همین مسئله سبب تداوم پادشاهی عربستان برای بیش از هشت دهه شده است. اما به نظر می رسد این اتحاد با ورود نسل سوم شاهزاده‌های سعودی به هرم قدرت دچار تغییراتی شده است. تغییراتی که می‌تواند هم به معنای پایان اتحاد مردان دین و شمشیر باشد. محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با سند چشم انداز 2030 که بسیاری آن را سندی تبلیغاتی و شعاری می دانند بسیاری از اختیارات علمای وهابی را محدود کرده است. البته نباید از این نکته غافل بود که علمای وهابی عملا علمای درباری هستد و استقلال چندانی ندارند و تنها به عنوان مهر تاییدی بر تصمیمات پادشاه به شمار می روند. اما دستگیری برخی از علمای وهابی و برکناری برخی دیگر از آن ها توسط بن سلمان باعث نوعی افتراق و جدایی میان طیفی از مفتی ها با بن سلمان شده است. در واقع در شرایط کنونی اقدامات بن سلمان اتحاد 8 دهه ای بین آل سعود و آل شیخ را در معرض خطر قرار داده است. 
بحران فساد در عربستان
گروهی از نویسندگان و مولفان تعداد اعضای خاندان سلطنتی سعودی را بین ۵ هزار تا ۱۵ هزار شاهزاده تخمین زده اند، هرچند که برخی از مردم عادی ترجیح می‌ دهند که خاندان آل سعود را «خاندان ۷ هزار شاهزاده» بنامند. این تعداد با توجه به تعدد همسران ملک عبد العزیز و وارثان وی، همچنان رو به افزایش است و فاجعه این جاست که امتیازات و مزایای مالی و اقتصادی هر شاهزاده از بدو تولد به وی تعلق می گیرد و به تدریج با رشد و بالا رفتن سن افزایش می ‌یابد. طبق اطلاعات افشا شده توسط ویکی لیکس در مقطع زمانی دهه 90 میلادی ، هر یک از نوادگان دور ملک عبد العزیز، بنیانگذار سومین پادشاهی آل سعود، ماهیانه مبلغ ۸ هزار دلار به عنوان حقوق ثابت دریافت می ‌کنند، در حالی که فرزندان در قید حیات ملک عبد العزیز، ماهیانه از ۲۰۰ هزار تا  ۲۷۰ هزار دلار بر حسب دوری و نزدیکی به موسس پادشاهی سعودی دریافت می ‌کنند. اعضای خاندان حاکم سعودی در حوزه بانکی نیز دارای امتیازاتی ویژه ای هستند. یکی از مهمترین این امتیازات که شاهزادگان آل سعود از آن بهره می برند، حق دریافت وام های کلان بانکی است، با این تفاوت که هیچ گاه ملزم به باز پرداخت آن نیستند. علاوه بر این در سفرهای خارجی ریخت و پاش های شاهزاده های سعودی به گونه ای است که در دنیا کمتر کسی توان انجام این کار را دارد. به عنوان مثال ملک سلمان پادشاه عربستان در سفر تفریحی خود به مراکش ۱۰۰ میلیون دلار هزینه کرد. همچنین پادشاه عربستان در سفر 4 روزه خود به ژاپن اقدام به رزرو 1000 اتاق در هتل و اجاره 500 لیموزین کرد. این در حالی است که درصد بالایی از مردم عربستان در فقر زندگی می کنند. در واقع فساد اقتصادی، اخلاقی و همچنین سیاسی باعث شده است تا ارکان جکومت آل سعود بیش از هر زمانی متزلزل شود.
عدم مشروعيت 
نكته ديگر نيز به عدم مشروعيت داخلي، آل سعود بر مي گردد. اين رژيم به دليل ضعف مشروعيت داخلي براي بقا مجبور به دنباله روي از يك قدرت بزرگ است و به اصطلاح بايد خود را زير چتر امنيتي قدرتي بزرگ قراردهد تا از هرگونه تهديد در امان باشد. عربستان اين چتر امنيتي را از سال 1930 در ابتدا، انگليس و سپس، آمريكا قرارداده و به همين دليل، مطيع سياست هاي آمريكا است. ثبات در عربستان همزمان با افزايش فزاينده ترديدها درباره تصميمات وليعهد اين كشور، بسيار شكننده شده است. طي نيم قرن گذشته ثبات در عربستان سعودي تا اين اندازه به خطر نيفتاده بود. پس از آنكه «ملك فيصل» برادر خود را در سال 1964 بركنار كرد، روند جانشيني در راس اين پادشاهي، كاملا مشخص بوده و هيچ رقابتي در آن مطرح نبوده است. در تمام آن سال ها، با وجود تحولات ناگوار داخلي و خارجي كه اين كشور با آن مواجه بوده، تا اين اندازه ثبات رژيم آل سعود به خطر نيفتاده بود. يكي از طرح هاي ابتكاري وليعهد عربستان كه به شدت ثبات اين كشور را به خطر انداخته، به راه انداختن جنگ عليه يمن بوده است. «احمد بن عبدالعزيز» از شاهزادگان بلندپايه سعودي در مصاحبه اخير خود در لندن، علنا محمد بن سلمان را مقصر جنگ يمن معرفي كرد. طبق گزارش المانيتور، محمد بن سلمان به حدي در داخل تحت فشار است كه تابستان گذشته حتي شب ها را در كشتي 500 ميليون دلاري خود در آن سوي جده سپري می کرد. مادامي كه ملك سلمان در قدرت است، محمد بن سلمان محتمل ترين وارث تاج و تخت به نظر مي رسد، اما شرايط فعلي عربستان به گونه اي است كه در صورت مرگ پادشاه، فرايند جانشيني وي ممكن است يك روند جنجال برانگيز و حتي خشن باشد. در واقع تصمیمات ولیعهد سعودی باعث شده است تا مشروعیت خاندان سعودی در عرصه داخلی که پیش از این به دلیل فساد، فقر، بیکاری و مسائلی دیگر تضعیف شده بود با بحران مواجه شود.
شکست های منطقه ای
عربستان در شرايط كنوني در عرصه منطقه اي جايگاه مناسبي ندارد. شكست اين كشور در پرونده هاي مهم منطقه اي مانند جنگ يمن ، بحران سوريه، لبنان و عراق باعث شده است تا سياست خارجي عربستان به صورت كامل در اين چهار پرونده با شكست مواجه شود. در لبنان نيروهاي حامي حزب الله در انتخابات پارلماني موفق به كسب اكثريت كرسي هاي پارلماني شدند. در عراق نيز علاوه بر اينكه عربستان تلاش زيادي كرد تا نيروهاي «حشد الشعبي» را در انتخابات پارلماني با ناكامي مواجه كند، اما شكست خورده است. نكته مهم تر اين است كه هم نخست وزير هم رئيس جمهور و حتي رئيس پارلمان عراق از شخصيت هاي طرفدار محور مقاومت هستند. سوريه نيز شكست كامل سياست هاي عربستان را در حمايت از تروريست ها به نمايش گذاشته است. اما در يمن اوضاع بن سلمان بسيار ناگوار تر است. بن سلمان از فروردين ماه 94 در حالي جنگ يمن را آغاز كرد كه پيش بيني مي كرد اين جنگ در چند هفته با شكست انصارالله به پايان برسد. اما با گذشت بيش از 4 سال اوضاع كاملا به سود انقلابيون يمن است. نکته مهم تر این است که عربستان از خرداد 96 کشور کوچک قطر را محاصره کرد و سعی داشت کشورهای دیگر را به تبعیت از خود وادارد که تنها چند کشور با عربستان همراه شدند و قطر توانست از محاصره خارج و سیاست عربستان را با ناکامی مواجه کند. این مسئله در کنار جنگ یمن قدرت پوشالی عربستان در منطقه را با چالش مواجه کرده و قدرت نرمی که رسانه های سعودی به دنبال ایجاد آن بودند اکنون از بین رفته است. در واقعه عربستان در عرصه منطقه ای نیز با چالش مواجه شده و همین مسئله باعث تضعیف جایگاه سعودی شده است.
برخی از اظهار نظرها در مورد سقوط و تضعیف آل سعود
*   نشریه ایتالیایی لاریپابلیکا: حکومت عربستان از دست رفته است، ساختار حکومت در این کشور مدت هاست که پوسیده و بدون نیاز به انقلاب، خیلی زودتر از آنچه تصور می رود، فرو خواهد ریخت.
*    «بروس ریدل» تحلیلگر ارشد اندیشکده «بروکینگز» که سابقه‌ای طولانی در بررسی تحولات عربستان دارد، با اشاره به بازداشت‌ها و برکناری‌های صورت‌گرفته در عربستان، بیان داشت که این کشور «بی‌ثبات‌ترین» وضعیت نیم قرن اخیر خود را تجربه می‌کند. 
*    پايگاه اينترنتي «گلوبال ريسرچ» : عربستان در حال تجربه نشانه هاي فزاينده بي ثباتي است، عربستان برخي مشکلاتي را تجربه کرده است که به بي ثباتي داخلي منجر مي شود. این پایگاه خبری تاکید کرد، برخي علائم وجود دارد که خانواده سلطنتي سعودي نيز در حال تجربه ميزان زيادي از اختلافات داخلي است. 
*    «فارين پالسي»: نيروهاي امنيتي عربستان تحت يک فرماندهي واحد نيستند که معنايش آن است که در صورت درگيري داخلي، ارتش با خطر شکاف مواجه است.
*    اسپوتنيک: عربستان با يک انقلاب دروني مواجه  است  که مي تواند منجر به فروپاشي آن شود. بنابراین اقدامات اصلاحی بن سلمان می تواد باعث پایان سلطنت آل سعود شود.
*    مجتهد افشاگر سعودی: نظام سعودی با سه مشکل بزرگ روبه‌رو است که هرکدام از آنها به تنهایی می‌تواند باعث فروپاشی این نظام شود.  وی نخستین مشکل بزرگ را «اختلافاتی» عنوان کرد که خاندان حاکم را درنوردیده و هیچ راهکاری برای جلوگیری از تشدید آن وجود ندارد، و پیش‌بینی می‌شود که این اختلافات طی مدت کوتاهی به مرحله بحران برسد. این فعال عربستانی مشکل دوم را نیز «سقوط بهای نفت» و «کاهش سریع ذخیره ارزی» عربستان دانست، «به حدی که به زودی نقدینگی در عربستان نابود خواهد شد.» وی مشکل بزرگ سوم را «چالش‌های منطقه‌ای در یمن، عراق و سوریه» عنوان کرد که پیامدهای داخلی خطرناکی در تحریک گروه‌های افراطی و یا اقلیت‌ها در عربستان خواهد داشت.
 در کل عربستان در وضعیت مناسبی قرار ندارد. در این مطلب تنها چند نمونه از شاخصه های تضعیف آل سعود بررسی شد. واکاوی شاخص های اقتصادی وضعیت به مراتب بدتری را در مورد آینده عربستان و خاندان سعودی نشان می دهد. به نظر می رسد تنها متغیر و عاملی که توانسته در چند دهه گذشته بقای آل سعود را تضمین کند نیاز کشورهای غربی به دلارها و نفت سعودی بوده است و در صورت پایان این نیاز، آل سعود نیز به تاریخ خواهد پیوست. 
مهدی نوری

منبع:سایت بصیرت
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
مطبوعات و خبرگزاریها