کد خبر: ۴۲۵۱
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۷
افشای گوشه ای از جنگ اقتصادی و روانی دشمن

اوایل هفته جاری روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی افشاگرانه به نقل از سه منبع آگاه از جزئیات طرح عربستان سعودی برای خرابکاری و ترور علیه جمهوری اسلامی خبر داد. بر اساس این گزارش در سال 2016 میلادی یک شرکت آمریکایی با مقامات عربستان ارتباط گرفته و پیشنهاد می کند با دریافت 2 میلیارد دلار به اقتصاد و امنیت ایران ضربه بزنند.

مارس 2017 (اوایل سال 1396) جلسه ای در ریاض برگزار شده که مسئول ارشد سعودی در آن ژنرال احمد العسیری بوده است. العسیری سخنگوی ائتلاف متجاوزان به یمن بود و رابطه بسیار نزدیکی با ولیعهد سعودی داشت که در ماجرای خاشقجی قربانی شد و اتهام دستور قتل به وی و سعود القحطانی زده شد تا فشارها از محمد بن سلمان برداشته شود.

«جورج نادر» تاجر آمریکایی – لبنانی، کسی است که این دیدار را ترتیب داده بود. او پیشتر با محمد بن سلمان دیدار و طرح خود برای ایران را با کاخ سفید نیز مطرح کرده بود. فرد دیگر حاضر در جلسه «جوئل زامل» نام دارد؛ یک صهیونیست که ارتباط عمیقی با آژانس‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی دارد. این بازرگانان که پیشینه اطلاعاتی نیز داشته‌اند، طرح خرابکاری در اقتصاد ایران را از یک‌سو سودآور و از سوی دیگر راهی برای فلج کردن کشوری می‌دانستند که هم از سوی آنها و هم از سوی سعودی‌ها تهدیدی جدی تلقی می‌شد. بی ثبات سازی ایران از طریق ساخت اکانت های جعلی، یکی از تاکتیک های پیشنهادی این تیم به طرف سعودی بوده است. کمک مالی به مخالفان جمهوری اسلامی، پیدا کردن دارایی های سپاه قدس و فاش ساختن آنها و ایراد اتهام و جنجال تبلیغاتی علیه مقامات جمهوری اسلامی، از دیگر بخش های این طرح بوده است.

اما در همین جلسه، ژنرال احمد العسیری از آنها پرسیده که توانایی ترور هم دارند یا نه. در گزارش از سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به عنوان یکی از کسانی که سعودی‌ها دنبال ترورش بوده‌اند نام برده شده است. طرف معامله اما گفته باید با وکلایشان مشورت کنند. در نهایت طرف معامله گفته که آنها نمی‌توانند کسی را ترور کنند. جورج نادر اما گفته حالا که اینها نمی‌توانند او شاید بتواند کسی را پیدا کند که ترور هم بکنند و یک شرکت را در لندن پیشنهاد کرده که توسط نیروهای ویژه سابق انگلیس اداره می‌شود. نام این شرکت در گزارش نیامده است.

در همین ایام برخی رسانه های دیگر از ماموریت ضدایرانی یک شرکت خصوصی اسرائیلی با نام «بلک کیوب» (مکعب سیاه) را فاشکردند. «بلک کیوب» در سال 2010 توسط دو مامور امنیتی سابق رژیم صهیونیستی «آویانوس» و «دان زوریلا» تاسیس شده و در تل آویو، لندن و پاریس دفتر دارد. این شرکت امنیتی به موساد خصوصی مشهور است و ترکیبی از کارشناسان و عوامل امنیتی و جاسوسی و کارشناسان مالی و تجاری در آن فعالیت دارند. ساختار و نحوه فعالیت آن دقیقاً شبیه یک سازمان جاسوسی رسمی است. اخیراً مئیر داگان رییس سابق موساد نیز به این شرکت پیوسته است.

از سال ١٩٩٨ تاکنون دادگاه های آمریکایی حکم های متعددی علیه ایران در ارتباط با حملات علیه آمریکایی ها صادر کرده اند به طوری که مجموع غرامت هایی که ایران محکوم به پرداخت آن بازماندگان شده است به میلیاردها دلار می رسد. ایران چنین حکم هایی را به رسمیت نمی شناسد و غرامت نپرداخته است. از نظر شرکت هایی مانند بلک کیوب این پرونده ها صندوقچه گنج محسوب می شوند چرا که هرکس بتواند دارایی های ایران را که قابل توقیف باشد شناسایی کند، می تواند درصد قابل قبولی از آن را برای خودش بردارد!

شرکت های جاسوسی خصوصی مثل بلک کیوب متخصص در تعیین مکان این دارایی ها در سراسر جهان هستند تا اجرای این حکم های سیاسی و بی مبنا را امکان پذیر کنند. حتی درصد کوچکی از دارایی های توقیف شده ایران در سراسر جهان می تواند میلیون ها دلار سود نصیب یابنده آن کند در حالی که هزینه پیدا کردن این دارایی ها بسیار ناچیز است.

شرکت بلک کیوب جستجوی دارایی ها را به صورت مستقل انجام می دهد بدون آن که سفارشی از کسی در این زمینه دریافت کرده باشد. اما تامین مالی این عملیات برعهده شخصی به نام «نوبو سو» است که قطب باربری در تایوان و وکیل بلک کیوب در مناقشات قانونی است. «نوبو سو» که گفته می شود دوست مدیران شرکت بلک کیوب است هزینه ها را از جیب خودش می پردازد و سود او نیز درصدی از دارایی هایی است که بلک کیوب کشف می کند. بلک کیوب دوست دارد به عنوان باهوش ترین و قوی ترین شرکت جاسوسی خصوصی شناخته شود. در شرایطی که رقبای این شرکت برای کشف دارایی ها از شیوه های کلاسیک استفاده می کنند، این شرکت به این منظور تلاش می کند به مسئولان بلندپایه در دولت ها دسترسی پیدا کند.

این دو خبر که به فاصله کمی از یکدیگر منتظر شدند حاوی چند نکته است؛

1- عده ای با تخطئه کردن هشدارها درباره توطئه های دشمن علیه ایران، دلسوزان را به داشتن توهم توطئه متهم کرده و از تکرار کلمه دشمن انتقاد می کنند. برخی نیز تکرار عبارت دشمن را سیاستی حساب شده برای پوشاندن مشکلات و انداختن آنها به گردن عناصر موهوم می دانند و می گویند دشمن تراشی شیوه ای مرسوم در دنیای سیاست است. اما دو ماجرای فوق گویای عمق و گستردگی دشمنی ها علیه جمهوری اسلامی است. روایت هایی که از قضا ناقلان آن رسانه های غربی هستند و نمی توان به آنها برچسب توهم توطئه زد. این روایت های عجیب و غریب که مشابه آن را شاید فقط بتوان در فیلم های هالیوودی دید، نشان می دهد آنان که هشدارها درباره دشمنی دشمن را جدی نمی گیرند دچار توهمی بزرگ هستند.

2- این روزها کشور چه در سطح سیاسی و چه در میان مردم درگیر و سرگرم موضوع FATF است. چهار لایحه دولت در رابطه با این ماجرا جنجالی شده و هر طیفی از منظری به آن می پردازد. اخیراً نیز آقای ظریف در مصاحبه ای بدون ارائه هیچ سند و نشانه ای مدعی شد، منتقدان و مخالفان FATF از منافع مالی پولشویی گسترده در کشور منتفع می شوند!

ماجرای همکاری عربستان با شرکت های خرابکار آمریکایی و انگلیسی نشان می دهد نهادهایی مانند FATF صرفاً ابزاری سیاسی در دست قدرت های غربی است که اهدافی ظاهراً مشروع و موجهه برای آن تدارک دیده اند اما در عمل از آن برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود استفاده می کنند. اگر چنین نبود، چرا این کنوانسیون های بین المللی از رژیم سعودی و شرکت های غربی که پول می گیرند تا دست به ترور و خرابکاری بزنند، حساب پس نمی کشند؟!

3- دو ماجرای فوق حامل این واقعیتند که جنگ اقتصادی علیه جمهوی اسلامی نه تنها حقیقتی غیرقابل انکار است بلکه ابعاد و روش های آن بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که خیلی ها تصور می کنند. در حالی که دشمنان جمهوری اسلامی در این جنگ تحمیلی یگان های ویژه خصوصی نیز تشکیل داده و از آنها بهره می برند، ما نیز در مقابل باید کارآمدترین و پنهان ترین تاکتیک ها را علیه برنامه های دشمن بکار بگیریم و از روش های خلاقانه تری بهره ببریم. بی شک بخش خصوصی نقش موثر و گسترده ای در این جنگ می تواند ایفا کند.

4- همانطور که در گزارش نیویورک تایمز آمده یکی از برنامه های ضدایرانی ساخت اکانت های جعلی در فضای مجازی بوده است. قبل از هر چیز این موضوع نشان دهنده نقش و اهمیت فضای مجازی در جنگ روانی و عملیات رسانه ای است. حساب های کاربری جعلی لشکری مجازی هستند که بدون هیچ محدودیتی انواع و اقسام شایعات، تهمت ها و سیاه نمایی ها را منتشر و ترویج می کنند. این لشکر مجازی فضا را به شکلی در می آورد که کاربران حقیقی حس می کنند در اقلیت قرار دارند و از ترس قضاوت و مخالفت دیگران (دیگرانی که در حقیقت وجود خارجی ندارد) خود را سانسور می کنند. ترویج ناامیدی و عوض شدن جای اقلیت و اکثریت یکی از عوارض این وضعیت است.

5- زمان مذاکرات تیم آمریکایی و سعودی اوایل سال 96 است. یعنی همان سالی که در دی ماه دچار کشور آشوب و اغتشاش شد. شواهد ارائه شده از آن مذاکرات و مختصات آشوب های دی ماه حاکی از یک رابطه غیرقابل انکار میان این دو ماجرا دارد. این در حالی است که عده ای با کوته بینی حوادث دی ماه را به رقابت های سیاسی داخلی منتسب کرده و مدعی هستند جریان منتقد دولت عامل آن حوادث بود. گزارش افشاگرانه نیویورک تایمز تنها گوشه ای از توطئه ها و دشمنی ها را آن هم نه بطور کامل- بین می کند و بی شک گذر زمان جزئیات بیشتری از این واقعیت ها را برای ملت روشن خواهد کرد.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
مطبوعات و خبرگزاریها