کد خبر: ۳۹۳۱
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۴:۱۴

 روایت یک نامزدی

می‌شد حدس زد که او می‌آید وقتی که مشایی گفت: «آنچه از بیانات مقام‌معظم رهبری دریافت کردیم این است که دکتر احمدی‌نژاد فقط به‌عنوان نامزد حضور نداشته باشد. اگر از بیانات مقام معظم رهبری دریافت می‌کردیم که دکتر احمدی‌نژاد کلا حضور نداشته باشد هیچ فعالیتی را شروع نمی‌کردیم.» برخلاف آنچه ‌قبلا می‌گفتند: «وقتی برای آقای احمدی‌نژاد سیاست‌ورزی یک امر ممتنع تصویر شده و باتوجه به منعی که رهبر انقلاب در‌مورد کاندیداتوری آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند، موضوع تنها به روز انتخابات محدود نیست، بلکه کل فرآیند انتخابات را در‌بر ‌می‌گیرد. بنابراین چه کاندیداتوری خود آقای احمدی‌نژاد، چه معرفی یک کاندیدا از طرف خود ایشان و چه حمایت یک کاندیدا از طرف ایشان، همه مسائل، شامل همین منع است و مشمول همان دو‌قطبی‌شدن فضای انتخاباتی می‌شود. آقای احمدی‌نژاد از هر کاندیدایی حمایت کند، همین ظن وجود دارد که ایشان در حال دو‌قطبی‌کردن فضا و صحنه انتخابات است. آقای احمدی‌نژاد یک رای دارند و یک رای را در روز انتخابات به صندوق می‌اندازند، هیچ کاندیدایی را به صحنه معرفی نمی‌کنند و از هیچ کاندیدایی نیز حمایت نمی‌کنند، چرا که حضور انتخاباتی ایشان به مصلحت دانسته نشده است. منع ورود برای این دوره همه‌چیز را در نظر می‌گیرد، انتخابات شورای شهر و ریاست‌جمهوری یک دو‌قلوی انتخاباتی است و احمدی‌نژاد وارد عرصه رقابتی شورای شهر هم نمی‌شود.» (سخنان پیشین داوری) او حالا نامزد انتخابات شده؛ برخلاف آنچه گفته بود.

  تمرد

5 مهر ۹۵ بود که به‌دنبال برخی صحبت‌های مطرح‌شده در محافل سیاسی که مقام‌معظم رهبری، محمود احمدی‌نژاد را ازحضور در انتخابات ریاست‌جمهوری نهی کرده‌اند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در درس خارج فقه خود با تایید این موضوع، آن هم پشت بلندگو اعلام کردند که بنا به ملاحظه کشور و ایجاد‌نشدن فضای دوقطبی در انتخابات چنین توصیه‌ای را فرموده‌اند. در بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب دراین‌باره آمده بود: «خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم ما صلاح نمی‌دانیم شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مومنش است ‌به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالبا بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، به‌خصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو‌قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو‌قطبی در کشور مضر است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی ‌‌که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه اختلاف بشود بین برادران مومن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو.

خب شما برادر مومن من هستی. یک چیز را مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهرا. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعا. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحة لِلمُومنین» یا «لِلإخوةِ المُومنین» یا «لأئمة المومنین» در همه صور. این یک چیز خوبی است دیگر. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلا آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست. »  درست فردای انتشار این بیانات یعنی ‌ششم مهر ۹۵، محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای که به مقام معظم رهبری نوشت اعلام کرد که در عمل به منویات معظم‌له، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارد. در این نامه آمده بود:«همان‌گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری، اینجانب برنامه‌های تبیینانقلاب در سراسر کشور را تشریح کردم، پس از آن حضرت‌عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام کردم.

ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت‌عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می‌رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارم.

به لطف خداوند متعال و با افتخار همواره به‌عنوان سرباز کوچک انقلاب و خادم مردم باقی خواهم ماند.»

 با اعلام این خبر و نامه به نظر می‌رسید تکلیف احمدی‌نژاد برای انتخابات ۹۶ روشن شده است و کاندیدای ریاست‌جمهوری نخواهد بود. او در اطلاعیه ۲۳ بهمن ۹۵ خود هم اعلام کرد از هیچ فرد یا گروهی در انتخابات حمایت نخواهد کرد. در بخشی از این نامه آمده بود: «در رد برخی شایعات مبنی بر حمایت اینجانب از کاندیدای خاص در انتخابات سال آینده‌ و پیرو نامه مورخ 6/7/95 اینجانب به حضور مقام معظم رهبری، متواضعانه به استحضار می‌رساند؛ ۱- اینجانب عضو هیچ جناح و حزب و گروهی نیستم و خود را تنها قطره‌ای از اقیانوس زلال ملت ایران و خادم آنان می‌شمارم و این امر را یک افتخار ابدی می‌دانم. ۲- از هیچ فرد یا جناح و حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل ‌تغییر اینجانب است. ۳- ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح‌ها به خاطر منافع گروهی، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نمایند. صریحا اعلام می‌نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد، خلاف واقع است و قویا تکذیب می‌شود. با آرزوی طول عمر مقام معظم رهبری، از خداوند منان دوام سعادت، عزت و موفقیت ملت ایران را تحت عنایات خاص امام عصر‌(عج) مسالت دارم.» اما درست یک هفته بعد از این اطلاعیه، حمید بقایی یار غار و معاون اجرایی احمدی‌نژاد برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی کرد تا تناقضات احمدی‌نژاد از همین‌جا مجددا بعد از چهار سال آغاز شود چرا که احمدی‌نژاد تمام‌قد به میدان آمد و به حمایت از بقایی پرداخت. اسفندیار رحیم‌مشایی هم ضلع سوم این مثلث شد تا تلاش بهاری‌ها برای رسیدن مجدد به پاستور آغاز شود. البته حمایت احمدی‌نژاد برخلاف بیانیه قبلی او توجیهی از طرف او پیدا کرد و آن‌هم این بود که احمدی‌نژاد مدعی شد از کاندیداتوری بقایی مطلع نبوده و بیانیه‌اش را قبل از اعلام کاندیداتوری بقایی منتشر کرده و طبعا بعد از حضور بقایی شرایط متفاوت شده است.

با این وجود احمدی‌نژاد در ۱۶ فروردین ۹۶ یک نشست خبری برگزار کرد و با نشاندن بقایی در کنار خود، دوباره حمایت قطعی خود از او را به رسانه‌ها و مردم گوشزد کرد. اما نکته جالب این نشست خبری تاکید چندباره احمدی‌نژاد بر این موضوع بود که خودش برنامه‌ای برای حضور در انتخابات ندارد. او در این نشست خبری گفت: «من برنامه‌ای برای ریاست‌جمهوری ندارم. بنده از آقای بقایی به‌عنوان نامزد اصلح حمایت خواهم کرد. فرمودید که مقام‌معظم رهبری به بنده توصیه کردند که نیا تا دوقطبی نشود بعد فرمودید که الان دوقطبی شده است و از افرادی اسم بردید. ورود ما انتخابات را دو‌قطبی می‌کند یا سه‌قطبی!؟» -خبرنگار: سه قطبی. - احمدی‌نژاد: یعنی شما می‌گویید من هم بیایم؟ - خبرنگار: بله!

-احمدی‌نژاد: من الان هم آمده‌ام دیگر...! من به فکر شما هم هستم. هم کسانی که کف می‌زنند و هم کسانی که معترض به کف‌زدن هستند. به فکر همه هستم! ما همه یک ملتیم. باید با هم زندگی کنیم. همه با هم متفاوتیم. دو نفر درون ملت نیستند که عین هم باشند. غیر از من و آقای مشایی و ‌آقای بقایی! از شما تشکر می‌کنم اما من برنامه‌ای برای انتخابات ریاست‌جمهوری ندارم و از برادر عزیزم حمایت می‌کنم.

 

  ثبت‌نام کرد؛ همین!

وقتی برای همراهی با حمید بقایی به ستاد انتخابات وزارت کشور رفته وقتی مراحل ثبت‌نام در حال انجام بود ناگهان دست در جیب خود برد شناسنامه‌اش را بیرون آورد و رفت ثبت‌نام کرد. عکاسان و خبرنگاران بهت‌زده به او نگاه می‌کردند. خنده بر لب داشت و نگاه پر‌ابهام خبرنگاران را این‌گونه پاسخ داد: «رهبری به من توصیه کردند که در انتخابات کاندیدا نشوم، ولی به معنای عدم‌مشارکت نیست. بعضی‌ها می‌گویند این توصیه نهی کامل است اما آنچه رهبری گفتند یک توصیه است! صیانت از حق و بیت‌المال مردم و مسئولیت‌هایی که مردم بر دوش ما می‌گذارند همواره سرلوحه کار آقای بقایی بوده و هست. در عین حال یکی از امتیازات ایشان این است که آقای بقایی سند روشن و زنده سلامت دولت قبل است. ایشان هفت‌ماه‌و نیم در زندان بود که نمی‌خواهم تکرار کنم با چه شرایطی اما حتی یک مورد سوءاستفاده و تخلف در‌مورد او به اثبات نرسید. در حالی که تحت سخت‌ترین شرایط به سر برد و روز اول بازداشت ایشان من اعلام کردم که از پاکدستی او حمایت می‌کنم. نهایتا به همه معلوم شد که این فرزند کوچک ملت فردی پاک است و کسانی که مسئولیت سیل تهمت‌ها را به دولت قبل داشتند با زدن نامه به آقای بقایی و انتشار آن از زدن همه تهمت‌ها و افتراها به‌طور رسمی عذرخواهی کردند که این عذرخواهی در مراجع قضایی نیز ثبت شد. امیدوارم انتخاب ملت ایران مثل همیشه بهترین و کامل‌ترین انتخاب و آغاز تحولات مثبت در اداره کشور و زندگی مردم باشد. مطمئنا بنده با همه توانم در خدمت آقای بقایی خواهم بود و در واقع در زندگی بنده و امثال بنده و آقای مشایی و بقایی فدای یک لحظه سرافرازی ملت ایران است. من به‌عنوان خادم ملت برای همه شناخته‌شده هستم و تمام زندگی من، آقای بقایی و آقای مشایی توسط نهادها و رسانه‌های گوناگون داخلی و خارجی و دستگاه‌های اطلاعاتی بارها شخم زده و زندگی‌مان را در معرض دید بشریت و ملت ایران قرار دادیم. در عین حال در دوران گوناگون فرصت خدمتگزاری به مردم را داشته‌ایم. باور من این است که امروز در زیست اجتماعی در شرایطی که لایق آن هستیم قرار نداریم و نیازمند عزم ملی و تلاش خستگی‌ناپذیر برای جایگاه ویژه خود هستیم.» این اعلام نامزدی اما با واکنش منفی اصولگرایان مواجه شد. مهدی فضائلی هم که برای نخستین‌بار ماجرای نهی احمدی‌نژاد را از آمدن به صحنه انتخابات رسانه‌ای کرد، در یادداشتی که گفته آن را چند روز پیش نوشته؛ اما بعد از اعلام نامزدی احمدی‌نژاد منتشر کرده، آورده است: در اظهارات رهبر انقلاب اسلامی که من نامش را «نهی صریح» اما محترمانه آقای احمدی‌نژاد از ورود به انتخابات می‌گذارم، یک دلیل روشن‌تر از بقیه است و آن‌هم اینکه «... شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دوقطبی در کشور ایجاد می‌شود. دوقطبی در کشور مضر است». مهدی کوچک‌زاده و از حامیان سابق وی با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام درخصوص کاندیداتوری احمدی‌نژاد نوشت: «حجت من در تمام سال‌هایی که در برابر سیل تهمت‌ها و توهین‌ها از سوی فتنه‌گران نابکار و حسودان بدسگال، از شما دفاع کردم این باور بود که شما را به اسلام ناب‌محمدی، اسلام پابرهنگان و مستضعفان، پایبند می‌دانستم و شما را سرباز این جبهه می‌انگاشتم ولی با حرکت امروزتان (ثبت‌نام برای انتخابات ریاست‌جمهوری) برخلاف صلاحدید امام‌محرومان و مستضعفان و مجاهدان این باور شکسته شد! شما به اندازه همه ظلم‌هایی که دیدید ظلم کردید! آخرین توصیه‌ام به خودم و به شما پناه‌بردن به خدای قادر متعال از شر وسواسان خناس و خود‌شیفتگی است.» محمدتقی رهبر‌ هم در گفت‌وگویی اظهار داشت: ما انتظارمان این بود که احمدی‌نژاد پس از اینکه گفت من سرباز ولایتم و وارد نمی‌شوم، به عهدش وفادار بماند. بهتر این بود که احمدی‌نژاد این کار را نمی‌کرد، شورای نگهبان باید ‌براساس ضوابط پرونده کاندیداها را بررسی کند. خوف این را دارم که این اقدام منجر به یک شکاف و فتنه داخلی شود. خوب بود ‌آقایان متانت به خرج می‌دادند و صرف‌نظر می‌کردند که نکردند. این کاندیداتوری به صلاح نظام و کشور نیست و خلاف منویات رهبر معظم انقلاب است، هر عاقلی می‌فهمد که ایشان نظر مساعدی نسبت به کاندیداتوری احمدی‌نژاد نداشتند. رهبر در پاسخ به سوالی در مورد رد صلاحیت احمدی‌نژاد گفت: «این تصمیم با شورای نگهبان است. البته برای احمدی‌نژاد محرز شد که «آقا» تمایلی ندارند و حتی پیش‌بینی یک دو‌قطبی را می‌دادند. احمدی‌نژاد باید التزام خود به رهبر معظم انقلاب را نشان می‌داد. عباس‌سلیمی‌نمین هم در اظهارنظری گفت: «معتقدم این اقدام آقای احمدی‌نژاد از سر استیصال است. یعنی آقای احمدی‌نژاد احساس می‌کند، اگر اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شوند و هشت سال امور اداری کشور را به دست بگیرند، دیگر شانسی برای بازگشت به قدرت نخواهد داشت. این برداشت و تحلیل او موجب شد تلاش جدی کند تا یکی از اطرافیان خودش را به صحنه بیاورد اما از آنجا که هیچ کدام از افراد دارای جایگاه نزد افکارعمومی با او همراه نشدند یک نوع درهم‌ریختگی را برای آقای احمدی‌نژاد ‌رقم زد تا آنجا که به این جمع‌بندی رسید‌ که خودش به ستاد انتخابات کشور برود و برای رقابت سیاسی 29 اردیبهشت ثبت‌نام کند. کاندیداتوری احمدی‌نژاد در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری یک انتحار سیاسی تلقی می‌شود چون از این به بعد هیچ کسی به او اعتماد نخواهد کرد. آقای احمدی‌نژاد به صورت مکتوب خطاب به رهبری نوشت که «از توصیه شما تبعیت می‌کنم و در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد نخواهم شد»، اما روز چهارشنبه 23 فروردین وقتی در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرد، در‌واقع حرف مکتوب خودش را نقض کرد و این با نقض یک حرف شفاهی فرق می‌کند. به نظر من اگر آدم‌هایی هم بودند که از روی سادگی سیاسی احساس می‌کردند می‌توانند با آقای احمدی‌نژاد کار کنند، از امروز به بعد دیگر همان افراد به آقای احمدی‌نژاد اعتماد نخواهند کرد. خدا نکند یک نفر با دست خودش موقعیتی که دارد را از بین ببرد. آقای احمدی‌نژاد مصداق چنین کسی است که به خاطر غرور و ارتباطاتی که در حلقه اطرافیان خود به‌وجود آورد، با دست خودش عامل از بین بردن سرمایه‌ای شد که ملت در اختیارش قرار داده بودند. شاید اگر آن زمانی که رهبر معظم انقلاب در ابتدای دولت دهم به او نوشتند «برخی اطرافیانت موجب خواهند شد به شما ضربه بخورد» آقای احمدی‌نژاد به آن توصیه دلسوزانه گوش می‌داد، امروز نه‌تنها هویتی را که ملت به او داده بودند از بین نمی‌برد، بلکه می‌توانست یک نیروی موثر و فعال سیاسی در صحنه باقی بماند اما به نظر من آقای احمدی‌نژاد خودش را به‌طور کامل نابود کرد.» امیرمحبیان پیش از این پیش‌بینی کرده بود: «فکر می‌کنم احمدی‌نژاد با موتور روشن‌شده فعلی‌اش (اگر نیمه راه خاموشش نکنند) فرصتی به رئیسی برای خودنمایی نخواهد داد. پدیده این دوره انتخابات بر حسب وضعیت کنونی احمدی‌نژاد است...‌ با شناختی که از او دارم، او در هر هفته تا انتخابات یک فیل خبری هوا خواهد کرد. او گردوخاکی به پا خواهد کرد که رئیسی در آن دیده نشود. فراموش نکنید که در هر بازی اگر دوقطبی‌ رخ دهد و احمدی‌نژاد در میدان باشد، حتما یک قطب اوست. این انتخابات با حضور تیم احمدی‌نژاد به فیلمی ‌اکشن تبدیل شده که نمی‌دانم در پایان کمدی خواهد شد یا‌‌ تراژدی!‌‌.»

  روزهای متفاوت محمود

حالا اما احمدی‌نژاد کاملا در جایگاه اپوزیسیون قرار گرفته است. حرف‌های آن‌چنانی می‌زند و به همه می‌تازد.

برخی می‌گویند او بنا دارد این اقداماتش را سرپوشی کند بر تخلفات همقطارانش.

  پرونده‌های محمود

‌هشت‌‌سال سکان قوه مجریه را با انواع حمایت‌ها به دست گرفت اما هر‌چه گذشت پیامدهای خسارت بار تصمیمات خلق‌الساعه او بیشتر عیان شد‌. با نزدیک شدن به سال‌های آخر ریاستش دیگر فقط تصمیمات او نبود که مشکل‌ساز شده بود، بلکه پای تخلفات هم به میان آمد و آن‌قدر دایره این تخلفات گسترده شد که پس از پایان دولت دهم به اندازه همان هشت سال هر روز برگ تازه‌ای از این تخلفات رو شد و حالا همچنان اما و اگرها بر سر رسیدگی به تخلفاتش به قوت خود باقی است. محمود احمدی‌نژاد که این روزها یکه‌تاز حاشیه‌سازی‌ها در کشور شده است، یک روز پیام وید‌ئویی می‌دهد و روز دیگر راه بست‌نشینی ‌پیش می‌گیرد؛ اما هیچ گاه حاضر نشد درباره تخلفاتش توضیح دهد و حالا سوال اینجاست که پرونده تخلفات احمدی‎نژاد به کجا رسید؟

  تخلفات احمدی‎نژاد چه بود؟

«۵ پرونده نفتی و ۲ پرونده غیرنفتی است.» این را چند ماه پیش دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات احمدی‌نژاد گفت‌؛ جمله‌ای که نشان می‌دهد ماجرای پرونده‌های رئیس دولت دهم به پایان نرسیده است. البته آنچه فیاض شجاعی به آن اشاره می‌کند پرونده‌هایی است که در جریان رسیدگی عاقبت‌بخیر شده و احکامی ‌در مورد آنها صادر شده است. هرچند دادستان دیوان به تخلفات احمدی‌نژاد اشاره می‌کند اما به گفته عضو کمیسیون اصل 90 در مجلس هشتم گویا فیاض شجاعی چندان اشراف کامل به تخلفات نداشته و تعداد دیگری از قانون‌گریزی‌های احمدی‌نژاد را ندیده است. فاضل موسوی در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «پرونده هایی که دیوان محاسبات می گوید، همه تخلفات دولتاحمدی نژاد نیست. دولت نهم و دهم بعد از مجلس هشتم هم فعالیتش ادامه داشت‌، بنابراین بخشی از پرونده های دیوان محاسبات مربوط به بعد از دوران نمایندگی ما است.  دیوان محاسبات به همه واقعیاتی که درباره بودجه، بانک مرکزی، فروش شرکت ها و مسائل دیگر وجود دارد اشراف لازم را ندارد. هنوز روز آخر دولت احمدی‌نژاد فراموش نشده است. زمانی که مراسم تنفیذ حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور یازدهم در حال برگزاری بود، محمود احمدی‌نژاد برای تاسیس دانشگاهش به نام دانشگاه ایرانیان 16 میلیارد از خزانه دولت برداشت کرد. هرچند تعویض نفت خام با بنزین و میعانات، سازمان هلال احمر و... مواردی از پرونده‌هایی است که ردپای احمدی‌نژاد در آن مشاهده می‌شود و تخلفات رئیس دولت نهم و دهم در آنها به اثبات رسیده، اما اینها همه ماجرا نیست، چرا‌که هر روز ابعاد تازه‌تری از آنچه در سال‌های 84 تا 92 در خیابان پاستور اتفاق افتاده است برملا می‌شود. مانند موضوعی که چندی پیش نادر قاضی‎پور،نماینده مردم ارومیه عنوان کرد و گفت: «آقایان احمدی‌نژاد، مشایی، بقایی، رحیمی ‌و موسوی خانه ایرانیان را در خارج از کشور تأسیس کرده بودند و آقای شریف‌زاده رئیس هیات‌مدیره، حمیدرضا شاکری‌نیا، احسان آریامحمد، محمدعلی ابراهیم و میثم طاهری نیز در این موسسه حضور داشتند. تصرف دیگر پرونده آقای بقایی در این رابطه است که 300 میلیارد تومان به نام خانه ایرانیان برداشت شده است. یعنی از بیت‌المال به حساب خانه ایرانیان پول واریز کرده بودند.»

  احکام بدون اجرا

هرچند با پایان دولت دهم صحبت بر سر تخلفات احمدی‌نژاد و رسیدگی به پرونده‌های او همواره مورد بحث بود، اما بعد از ماجرای بست‌نشینی و افشاگری‌های تلگرامی ‌او، عزم برای مقابله با تخلفات رئیس‌جمهور سابق جدی‌تر شد.‌ تا جایی که دادستان دیوان محاسبات از صدور 7 حکم قطعی و در حال اجرا علیه او خبر داد. فیاض شجاعی درباره احکام صادر شده این‌گونه توضیح می‌دهد: «هفت هزار میلیارد ‌تومان برای واریز غیرقانونی به مجتمع‌های پتروشیمی ‌و سازمان هدفمندی یارانه‌ها، چهار هزار و ششصد میلیاردتومان ‌برای تعویض نفت خام با بنزین و میعانات دیگر، شانزده میلیارد تومان برای دانشگاه ایرانیان، پانزده میلیارد تومان برای ‌پرونده سازمان هلال احمر و ششصد میلیارد تومان برای پرونده پتروشیمی، جریمه نقدی برای او درنظر گرفته شده است.» به گفته شجاعی در برخی موارد مانند موضوع دانشگاه ایرانیان، دادستان دیوان محاسبات بلافاصله متوجه موضوع شده و ‌مبلغ را بازگردانده است. او در‌باره نقش احمدی‌نژاد در مورد برداشت‌های مذکور گفته است: «ایشان دستور مستقیم داده ‌است. مثلا گردش کار گرفته‌اند و گفته‌اند فلان کار را نمی‌توانیم انجام دهیم اما ایشان نوشته: «بسمه تعالی اقدام شود!»‌ ‌البته طبق گفته‌های شجاعی اجرای این حکم تقریبا منتفی است چون احمدی‌نژاد به این اندازه مال ندارد. او گفته است: «کل اموال احمدی‌نژاد به دو میلیارد تومان نمی‌رسد‌.» هرچند این احکام صادر شده، اما سوال اینجاست که آیا پشت این احکام قدرت اجرایی هم وجود دارد؟ آن‌طور که دادستان دیوان محاسبات می‌گوید، گویا تنها راه‌حلی که برای آن اندیشیده شده «تقسیط» است. البته به گفته شجاعی «این تقسیط نه به معنای کسر از حقوق بلکه به این صورت است که هرچقدر بتوانیم از او می‌گیریم. مترصد این هستیم که اگر مالی به او اضافه شود حتما کسر کنیم.» او گفته است: «بخشی از این ضرر و زیان هم باید از خود شرکت ملی نفت و از منابع آنجا جبران شود. بنابراین بخشی را از محل منابع شرکت ملی نفت تقسیط کرده‌ایم.‌« شجاعی همچنین گفته بود: «عنوان شد که او را ممنوع‌الخروج کنیم اما معمولا کسی ‌را ممنوع‌الخروج می‌کنند که ممکن است مخفیانه برود و از دسترس خارج شود اما در این سطح چنین موضوعی منتفی است. ‌مجلس دستش باز است و می‌تواند در مورد ایشان تصمیم بگیرد.»‌ فاضل موسوی، عضو کمیسیون اصل 90 مجلس هشتم به خبرآنلاین می‌گوید احکام صادره برای احمدی‌نژاد بیشتر از هفت حکم است. موسوی گفت: «طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، 11 حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا‌شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی‌نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.»

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
نیازمندیها
مطبوعات و خبرگزاریها